صداى
« غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ »
« 1 » را از اوج كرهء اثير گذرانيده شاه فرشتهلقا مركب گردونپيما را سر تا پاى لشكر رانده و به زبان كرامت انتماء غازيان را به حسن مقالت و زيب دلالت مورد استمالت
« تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا »
« 2 » گردانده باز پرتو خورشيد انور را به سايهء علم فتحپرور رسانده توقّف نمود و از آسمان الهام و اجلال مظهر خطاب واضح الاقبال
« حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ »
« 3 » گشته به مبادرت و مبارزت قراولان امر فرمود . گروه جوانان كه به شوكت و توان يگانهء عصر و اوان بودند روى رخصت بر يال اسبان سودند و به قصد حرب و كين توجّه نمودند . جمله را به وقت حمله بر كتف سپرها حمايل و در كف نيزههاى ثعبانشمايل ، تيغ آبدار ماهىوار در بحر غلاف به طلب هيجا در هيجان ، و خنجر زبانآور به جنگجويى و رجزگويى دو زبان چون ابواب قفس غاشيه زرّينحاشيه را بر روى مرغان تير گشادند . گويا به يك بار عقابان در هواى مرگ شتابان را به عزم خونريز دشمن پرستيز از آشيان طيران دادند .
مخالفان نيز [ 248 ] مرغان نواساز تير را از مقام جعبه بلندشعبه در پرواز آوردند و شخص كمان را به تحسين زه در عرصهء ميدان بلندآواز كرد .
مثنوى
عقابان پريدند از آشيان * چو برخاست زه از كمان كيان
به منزل رسيدند در يك نفس * ره دور كردند اگرچه هوس
به منقارها زهر قاتل همه * چو تير قضايى مقابل همه
غازيان ابرنظير به تگرگ پيكان و باران تير ، كشتزار حيات مخالفان غدّار را به سيل فنا دادند و به تندى آن سيل رخنهها در بناى زندگانى ايشان گشادند « 4 » و آن فرقه را چون مشت خس و خار كه در رهگذار سيل افتد بازگردانيدند و به سورت حمله و سرعت توجّه خاشاك اجسام آن گروه بىباك را به محيط لشكر اعداء رسانيدند « 5 » . اين نوبت
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 285 . « اى پروردگار ما ، آمرزش تو را خواستاريم كه سرانجام همه به سوى توست » .
( 2 ) . فصلت ( 41 ) ، آيهء 30 . « فرشتگان بر آنان فرود مىآيند كه مترسيد و غمگين مباشيد » .
( 3 ) . انفال ( 8 ) آيهء 65 . « مومنان را به جنگ برانگيز » .
( 4 ) . نسخه : گشاد .
( 5 ) . نسخه : رسانيد .