تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
كمال شوكت و اقتدار نداى قيامت‌آثار
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »
« 1 » را در مضمار كارزار انداخت . سپاه نجوم‌بركت به يك بار در حركت آمده هركس به قدر حال ترتيب اسباب حرب و جدال مىكرد و دست جرأت به سوى سرانجام آلات قتال و ناورد مىآورد . شاه دين‌پناه به نور جبين غيرت مهر و ماه از خوابگاه طلوع فرمود و خورشيد سپهر از روى مهر تعليم چهره‌گشايى نموده اعضاى همايون را كه مثابت رياحين دولت روزافزون بود به آب وضوى لايق كه از بحر زخّار
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ »
« 2 » ترشّح مىنمود سيراب ساخت . و بعد از آن زمين عبادت را از ملامسهء جبين باسعادت ، پايهء قدر بر آسمان افراخت . و بعد از اداى سجدات بندگى و سرافكندگى دست تضرّع و ابتهال از روى وثوق و رجا به درگاه بخشندهء بىريا [ 244 ] برداشته اسباب فتح مبين از حضرت ربّ العالمين مسألت نمود . و بعد از آن به احضار جبّه و آلات و ادوات حرب امر فرموده جامهء جبّه را لباس جسم آفتاب اقتباس كرد و زره آسمان‌گون فرخنده‌شگون كه هر حلقه‌اش كوكبى بود از اوج دولت طالع گشته به انوار حقيقت راهنمون ساخت . و تاج مرصّع كه از شعشعهء طلعت مباركش به نور خورشيد مىدرخشيد بر سر نهاد و به دستيارى دستار محفوف به انوار كه پود و تار آن چون رشته‌هاى شعاع مهر در كارگاه سپهر و الا به نقره و طلا تافته و بافته بود استحكام تاج همايون داد ، و از زيب اتاقه و فرّ پر آن را آشيان هماى همايون‌نشان دولت ساخت . و نوبت ديگر هماى دولت ابدى الاتّصال سايهء عزّت و اجلال بر فرق فرقدساى شاه فرخنده‌خصال انداخت و خنجر زبان‌آور كه دهان غلافش بىشايبهء خلاف در اوصاف دور از گزافش به اين بيت مشهور كه : بيت
تيغيست آبدار زبان در دهان ما * خود را نگاه دار ز تيغ زبان ما
هامش
( 1 ) . مومن ( 40 ) آيهء 16 . « در آن روز فرمانروايى از آن كيست ؟ از آن خداى يكتاى قهار » . ( 2 ) . مائده ( 5 ) ، آيهء 6 . « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، چون به نماز برخاستيد صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوئيد » .