در صفت بهار و مدح سلطان فرموده :
آن سودهء الماس چه شد از بر كهسار * و آن توده كافور كه برد از سر ديوار
از تيشه كه بشكست دگر آنهمه مرمر * وز ريشه كه بركند دگر آنهمه اشجار
آن طلق كجا شد كه دمن داشت به خرمن * و آن سيم كجا شد كه چمن داشت به خروار
بر راغ كه پاشيد دگر تودهء شنگرف * در باغ كه پوشيد ز نو جامهء زنگار
مدغم بود اندر نفس سارى ، طنبور * مضمر بود اندر گلوى قمرى ، مزمار
هر جلوهاى از باد ، دو صد خرمن نافه * هر ذرهاى از خاك ، دو صد طبله عطار
ها خيز و سپند آر و فرو ريز به مجمر * كامد مه فروردين بگذشت سپندار
نوروز بزرگ آمد و امروز به ايوان * زد تكيه شهنشاه جهانگير جهاندار
لشكركش و اقليمستان ناصر دين شاه * خاقان جوانبخت نكوروى و نكوكار
چون ذره كه پيدا شود از پرتو خورشيد * پيداست بر نور ضميرش همه اسرار
در غزل فرموده :
بر روى تو تا زلف پريشان تو ديدم * شادم كه به عشقت ز من آشفتهترى هست
با هر كه نشينى و شوى بى خبر از خويش * زنهار خبر باش كه آنجا خبرى هست
و باز فرموده است :
آنكس كه ملول از تو به بيداد بميرد * چون زندگى من نگرد شاد بميرد
در طرف چمن مردم و حسرت به دلم ماند * زآن صيد كه در خانه صياد بميرد
باز فرموده است :
بر ما كه بيدلانيم فرمان كس روا نيست * جز عشق ما نداريم فرمانرواى ديگر
باز فرموده :
روشن « 1 » بنموديم يكى شمع و نداريم * راهى به تو از كثرت پروانه در اين شهر
تا چند خورم سنگ و كنم جنگ بهر كوى * صد كودك و يك بندهء ديوانه در اين شهر
هر آن مرغى كه دارد الفتى با دام صيادش * بتر باشد ز كشتن گر كنند از دام آزادش
دلى دارم چنان ويران كه نتوان كرد آبادش * فكن اى سيل مرگ اين خانه را يك ره ز بنيادش
نخواهم رفتن از كويش ولى هركس ز من پرسد * بگويم ميروم فردا كه تا خاطر كنم شادش
بسى ممنونم از دشمن كه پيش دوست هر ساعت * بدم مىگويد و مىآردم هر لحظه در يادش
و آن جناب در سنه 1288 در شهر طهران وفات يافته به روضه رضوان خراميده ، در تكيه هدايت مدفون گرديد و آن مغفرت مآب را دو نفر پسر است :
اول آنهاست : قطب فلك نامدارى ، مركز دايرهء بزرگوارى ، واسطه وصول امن و امان ، رابطه انتشار آثار عدل و احسان ، مالك زمام مجد و كرم ، كافل مصالح امم ، مرجع صناديد عرب و عجم ، صاحب تدابير وافيه ، مالك افكار صايبه ، خلاصه وزراء ، ملجأ امراء ، ناظم امور دولتى ، مرتب مصالح جمهور ملتى ، قدوهء عظماى زمان ، اسوهء ارباب ديوان جناب جلالت مآب اعز اكرم امجد على قلى خان وزير علوم و فوائد معدنيات ممالك محروسه : « مخبر الدوله » رئيس
هامش
( 1 ) . در متن : ( دوش ) .