يافته ، در سنه 1255 از شيراز به دار الخلافه طهران آمده ، در مدرسه معلم خانه دار الفنون دولتى سالها تحصيل هرگونه علم و كمالى از علوم ايرانى و فرنگستانى و تعلم لغات خصوصا لغت فرانسه فرموده ، در سايه اقبال اعليحضرت اقدس همايونى خلد اللّه ملكه و اطال عمره و دامت شوكته به مناصب عاليه و القاب فاخره سرافراز گشته نايب الوزاره علوم شده ، به احترام تمام مىگذراند .
و از اجله و اعيان اين محله است : مولاى انام ، افضل فضلاى ايام ، اكمل مدققين ، كاشف اسرار محققين ، مقتداى اعيان امم ، مطاع حكماى عرب و عجم ، حكيم ممجد حاجى ميرزا محمد حكيمباشى ؛
فى لفظه الحلو قانون الشفاء انما * و فى ذخيرته عين الاشارات « 1 »
در خدمت والد ماجد خود ، بقراط زمان حاجى ميرزا على اكبر طبيب كه شرح حالش در محله سرباغ شيراز گذشت ، تحصيل مراتب علميه و قانون معالجات عمليه نموده ، به حسن معالجه و مبارك قدمى معروف و مشهور است و آن جناب را سه نفر پسر است :
اول آنهاست : جناب فخامت نصاب ، ملك اعاظم اطباء ، حاوى كمالات الباء « 2 » ، جالينوس زمان ، بقراط اوان ميرزا حسام الدين مسيح الملك ؛
لو كان بقراط حيا كان متخذا * من نور تدبيره فى الطب مصابحا « 3 »
و الد ماجدش در تربيت و تعليم علوم و تهذيب اخلاق او به اقصى الغايه كوشيده ، در سن صباوت محسود اقران گرديد پس به طيب خاطر به دار الخلافه طهران رفته تكميل مراتب علوم خصوصا علم طب و تشريح نموده و زبان فرانسه را بهوجه كمال آموخته ، كتب طب جديد را كرارا از حذاق اطباء استفاده و استعلام نمود ، مدتها كتب طب قديم و جديد را به افاده بر معلمان القا فرموده ، طبيبى حاذق و حكيمى ناطق گشته ، رتبه خود را از طبابت بالا برده به اعتقاد مردمان خردمند عاقبتانديش ، انشاء اللّه تعالى يكى از رجال خدمتگزار دولت عليه شده ، خدمات بزرگ از او به ظهور خواهد رسيد و اكنون كه سنين عمرش از سى و اند بگذشته در خدمت اولياى دولت قاهره ، اعتبارى تمام و احترامى مالا كلام بهم رسانيده ، منظور نظر اعليحضرت شاهنشاهى اطال اللّه تعالى عمره گشته ، در دار الخلافه طهران خانه عالى و عمارات متعالى و باغ وسيع فرحانگيز مشتمل بر چندين طرف عمارت فراهم آورده ، محل مشاورهء اعيان رجال دولت ابدمدت است .
پسر دويم جناب حاجى ميرزا محمد حكيمباشى : جناب فخامت نصاب ، سلاله اطياب ، نقاوه انجاب ، مقرب خاقان ، معتمد السلطان ميرزا احمد على مستوفى خاصه ديوان اعلى ، در كنف تربيت والد ماجدش ، تحصيل كمالات لايقه [ كرده ] ، خطوط دفترى و محاسبات ديوانى را بهوجه كمال آموخته ، بعد از آزمايش و امتحان به منصب و لقب استيفاى ديوانى سرافراز و برقرار است .
پسر سيم جناب حاجى ميرزا حكيمباشى : جناب مستطاب كمالات اكتساب ميرزا ابراهيم
هامش
( 1 ) . در كلام شيرينش ما را قانون شفاست و در ( ذخيرهء ) او عين اشارات است .
( 2 ) . جمع لبيب : خردمندان .
( 3 ) . اگر بقراط زنده مىبود از پرتو انديشهاش در پزشكى چراغ دانش مىافروخت .