تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1126

مساهمون:

ص١١٢٦
معروف به مجتهد كه تفألا از مقوله الاسماء تنزل من السماء « 1 » به درجه اجتهاد برسد [ و ] تاكنون جز تحصيل علوم رسميه شغلى را اختيار نكرده است . از اجله اعيان اين محله است : افصح بلغاى عصر ، ابلغ فصحاى دهر ، نادرهء زمان ، منبع بيان ميرزا محمد على « گلشن » تخلص . مرحوم حاجى اكبر نواب در كتاب دلگشا فرموده است : اصلش از طايفه زنگنه كرمانشاهان است در شيراز جنت‌طراز متولد گشته ، نشو و نما يافته ، شاعرى است سخندان ، ديوانش گلستانى است « 2 » مالامال از گلهاى الوان ، از علوم رسمى بابهره ، در فنون عروض و قوافى شهره ، قواعد شعر را نيكو دانستى و در رياضيات بذل و جهدش چندانكه توانستى . اكثر با اهل معرفت نشستى ، منظورش آنكه از قيد هستى رستى . در مدايح ائمه طاهرين ( ع ) قصائد رنگين گفته ، در مصائب سيد الشهدا درهاى گران‌بها سفته ، دوازده بند بر نظم و قوافى و رديف محتشم كاشى ، از گلشن طبعش شكفته و صاحب ديوان است و اين چند شعر از ديوان او برداشته ، نگاشته گرديد :
آيد از باغ فغانى كه كند خون در دل * گوئى آنجا خبر مرغ گرفتارى هست
« گلشن » به كف ساقى در جام تماشا كن * از عارض و زلف او عكس گل و ريحانها
بر سبيل مطايبه فرموده است :
اوستاد جماعت كفاش * نام استا رجبعلى دارد قد كوتاه او و ريش تنك * دو نشان از سه پشكلى دارد
و او را سه نفر پسر بود : اول آنهاست : جناب مستطاب ذو المحامد و المعالى ، ذخر الايام « 3 » و الليالى ، قدوهء ابرار ، مقتداى اخيار ، اكمل متورعين ، اتقاى متشرعين ، متمسك به لطف ربه الولى حاجى ميرزا محب على واعظ شيرازى . مادام عمر جز به هدايت مردمان نپرداخت ، بيشتر اوقات خود را در اماكن مشرفه به وعظ و نصيحت خلايق گذرانيد و در عتبات عاليات به رحمت ايزدى پيوست و آن جناب را دو نفر پسر است : اول آنهاست : جناب مستطاب ، ناصب رايات ملت بيضا ، ناصر آيات شريعت غرا ، جامع معقول و منقول ، حاوى فروع و اصول ، علام فهام ميرزا محمد على مجتهد شيرازى در عتبات عاليات خدمت علما و مجتهدين كسب مطالب علميه نموده به زيور اجتهاد زينت يافته ، عود به شيراز نمود [ و ] به نشر علوم دينيه و مقاصد يقينيه و امامت مسجد جامع جديد اتابكى مشهور به مسجد نو
هامش
( 1 ) . ( نام هركس و هر چيز از آسمان فرود آيد ) . ( امثال و حكم ، ص 233 ) . ( 2 ) . او پدر حكيم قاآنى است . ( آثار العجم ، ص 430 ) و ( دانشمندان و سخن‌سرايان فارس ، ج 4 ، ص 267 ) ، ( و ر ك : تذكره انجمن آرا ، تاليف احمد اخترگرجى مذكور در حاشيه ص 267 ، ج 4 ، دانشمندان و سخن‌سرايان فارس ) : ( . . . مرثيه به طريق مولانا محتشم در شهادت سيد الشهدا گفته ، الحق بد نگفته . . . از شيراز وارد اصفهان و قصيده‌اى در مدح نظام الدوله ( گفته ) در مجلس گذرانيد و معظم اليه انگشتر الماسى كه سيصد تومان قيمت داشت به رسم جايزه بر دهن مولانا گذاشت ) . ( 3 ) . در متن : ( زخر ) .