تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1120

مساهمون:

ص١١٢٠
به طهران آمده به مناسبت جمعى از اقارب امى در « بارفروش » « 1 » مازندران متوطن شديم و والده قصد مكه معظمه كرده ، به فارس بازگشتيم ، او به مكه رفته وفات يافت و فقير به حكم انتساب در خدمت ابوى مقام محمد مهدى خان متخلص به « شحنه » « 2 » متوقف بودم و تحصيل نمودم چون زمان خردسالى درگذشت به ملازمت شاهزاده فرمانفرما و فرزندانش به سر مىرفت و معزز و مكرم زيستم و مناصب مناسب داشتم و چون از به دو شباب طبع موزون ، به ظهور پيوست به منظومات پرداخته به « هدايت » متخلص شدم و زمانى كه خاقان صاحبقران كبير نور اللّه مضجعه به شيراز آمد « 3 » به شرف حضور مشرف شدم و چون نسبم را شناخت ، به الطافم بنواخت [ و ] لقب « خانى » و « امير الشعرا » ئيم بخشود و بعد از رحلت خاقان مغفور چون نواب فيروز ميرزا به ايالت فارس وارد شيراز گرديد ، فقير را به منادمت خود اختيار فرمود ، پس از سالى دو ، نواب شاهزاده فريدون - ميرزا به فرمانفرمائى فارس تشريف‌فرماى شيراز گشته ، فقير را براى منادمت دعوت فرمود و التفاتها نمود تا در سنه 1254 كه پادشاه جم جاه ، قطب السلاطين ، محمد شاه از يورش بلاد شرقى رجوع به دار الخلافه طهران فرمود ، فقير از جانب فرمانفرماى فارس ، مأمور به طهران شدم [ و ] در خانه جناب فاضل معظم حاجى ميرزا آقاسى صدر اعظم منزل يافته به حضور اقدس همايون شاهنشاهى مشرف گشته به توقف جناب و التزام ركاب و تربيت نواب شاهزاده عباس ميرزا مخصوص گشته ، روزبروز بر مراتب مرحمت و مكرمت شاهانه مىافزود چنان كه محرم خلوت و مقرب حضرت شدم و در سفر و حضر در ركاب همى بودم تا در سنه 1264 كه پادشاه جم جاه جهان را بدرود فرمود و سلطان سلاطين ، شاهنشاه ابو النصر ناصر الدين شاه ، خلد اللّه ملكه به حكم استحقاق و وراثت بر تخت سلطنت و جهاندارى برنشست و اين فقير به سببى چند مدتى در كنج عزلت افتادم و چون زمانى گذشت اعليحضرت شاهنشاهى خلد اللّه سلطنته مرا بخواند و به سفارت خوارزم مأمورم « 4 » فرمود و در جمادى دويم سنه 1267 از مازندران و استرآباد گذشته به منزل مقصود رسيد و خدمت مأموره را به احسن وجوه انجام داده ، بعد از مراجعت به رياست و انتظام مدرسه دار الفنون كه مجمع علما و حكماى فرنگستان و مدرس مستعدين ايران است ، مفتخر گشته به اتمام تاريخ روضة الصفا « 5 » فرمايش شد ، از طلوع دولت صفويه الى الآن « 6 » ، 60 هزار بيت در سه جلد بر آن تاريخ افزوده ، يكهزار جلد باسمه « 7 » نمودم و چون اين تذكره را روزگارى بود در دست داشتم به اتمام آن كوشيدم از آنجا كه رسم اهل اين فن است كه در خاتمه شرحى از خود نگارند ، پاره‌اى از اشعار خود را نگاشتم . اگرچه منظومات فقير بيش از آن است كه در اين تذكره گنجد ، ليكن از هر باب چيزى براى نمونه نويسم و اسامى تأليفات فقير چنين است :
هامش
( 1 ) . مجمع الفصحا ، ج 1 ، ص ف . ( 2 ) . مجمع الفصحا ، ج 1 ، ص ف . ( 3 ) . در متن : ( آمده ) . ( 4 ) . تفصيل اين سفر را هدايت در كتاب سفارتنامه خوارزم نوشته است كه بوسيله آقاى دكتر على حصورى به چاپ رسيده است . ( 5 ) . تاليف مير خواند . ( 6 ) . مقصود تا دوره ناصر الدين شاه است . ( 7 ) . چاپ ، طبع ، چاپ روى پارچه .
فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1120 | ميرزا حسن حسينى فسايى / منصور رستگار فسايى