زمان آن قبلهء اهل ايمان بودندى مفاخرت و مباهات به انخراط در سلك مستفيدان و ملازمان مجلس عاليش نمودندى . در خدمت والد ماجد خود تحصيل علوم دينى و مراتب معارف يقينى نموده در بيست سالگى از ضبط علوم فارغ گرديد و صيت فضيلتش عالمگير شد و در سال 936 چنان كه در گفتار اول اين فارسنامه نگاشته گرديد به منصب و لقب صدارت عظمى منصوب و ملقب گرديد و قصه مباحثه آن جناب در باب تغيير قبله بلاد ايران با جناب شيخ على عبد العالى نيز در سال 38 [ 9 ] نوشته آمد و در سال 948 وفات يافته به رحمت ايزدى پيوست و در جوار مزار كثير الانوار پدر بزرگوار خود در صفه شمالى مسجد شبستانه مدرسه منصوريه مدفون گرديد .
پسر دويم حضرت مغفرت مآب سيد المدققين امير صدر الدين محمد قدس سره است : قدوه عظماء زمان و اسوهء علماى دوران ، خلف اعاظم اسلاف و شرف اخلاف اشراف آل عبد مناف ، متمسك به الطاف رب ودود امير عماد الدين مسعود شيرازى . مادام زندگانى به نشر علوم و مواعظ حسنه و نصايح ملوك و سلاطين اشتغال داشت و در حدود سال 955 وفات يافت [ و ] قرين رحمت الهى گرديد .
و خلف الصدقش : جناب مستطاب قدوه اماجد نقباء و اسوهء اعاظم نجبا ، ناظم معاقد فروع و اصول ، مالك قواعد معقول و منقول ، صاحب شرف علم و عزت جاه امير سلام اللّه . بعد از وفات والد ماجدش مانند اجداد گرام خود بر مسند تدريس نشسته هر روزه طلاب علوم را از نتائج افكار ابكار خود بهرهمند مىنمود و در حدود سال 975 قرين رحمت الهى گرديد .
و خلف الصدقش مقتداى اعاظم امم ، افتخار عرب و عجم ، اعلم علما و افضل فضلا ، مستجمع حقايق علوم و مستنبط دقايق حدود و رسوم متمسك به الطاف ربه الكريم ميرزا ابراهيم قدس سره . مادام زندگانى مشغول افادت و افاضت مسائل دينيه و مقاصد يقينيه و مواعظ و نصايح بود و در خدمت سلاطين احترامى فوق العاده داشت چنان كه در گفتار اول اين فارسنامه ناصرى نگاشته گرديد در سال 971 دختر خجسته اختر نواب سلطان ابراهيم ميرزا ، نوادهء حضرت صاحبقران شاه اسمعيل صفوى در عقد ازدواج جناب ميرزا ابراهيم دشتكى شيرازى درآمده ، در سال 990 و اند در شيراز وفات يافت و آن جناب را از شاهزاده خانم مسطوره دو نفر پسر است دويمين آنها حضرت افادت پناه ميرزا نصير الدين حسين [ است ] . حضرت علامى ميرزا سيد على خان طاب ثراه در كتاب سلوة الغريب فرموده است : امير حسين نصير الدين مجتهدى بود فاضل و در فنون عربيه و ادبيه كامل و غالب بر آن جناب زهد و صلاح بود ، مادام زندگانى از روى ورع و تقوى دستش به دينار و درهم نرسيد چون از شيراز به مكهء معظمه شتافت رحل اقامت و توطن انداخت و مادام بقيه عمر تعرضى به نوكران خود نفرمود و خدمتكاران را نيازرد و سيئآت آنها را به آب عفو و اغماض بشستى و در سال 1023 در طايف به رحمت ايزدى پيوست و جنازهء او را به مكه معظمه آورده ، دفن نمودند و از مآثر آن جناب قريه نصير آباد و حسينآباد شيب كوه فساست .
هامش
211 ) ، معيار الافكار ، خلاصه تعديل الميزان ، لوامع و معارج ، تجريد در حكمت ( الذريعه ، ج 3 ، ص 35 ) ، رساله در معرفت قبله ، رساله معالم الشفاء در طب ، حاشيه بر الهيات شفا ، شرح اشارات . . . و بسيارى از آثار ديگر كه تفصيل آن در صفحات 561 و 562 و 563 و 564 و 565 و 566 ، مقالات الشعراء آمده است . و ر ك : آثار العجم ، ص 459 .