تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1041

مساهمون:

ص١٠٤١
شيراز است كه در سال 893 به انجام رسيده است و چندين ملك وقف بر آن فرمود و اغلب آنها در دست اهل جور و عدوان افتاده است ، جز قريه قصر كرم بلوك فسا و مزرعه سختويه مشهور به سختان واقعه در خلف دروازه قصابخانه شيراز كه مدت سى سال به عنوانى باطل ، در تصرف حاجى ميرزا ابو الحسن خان مشير الملك بود و بعد از وفات او ، ورثه آن مرحوم بالطوع و الرغبه آن مزرعه را به تصرف متولى شرعى آن‌كه مؤلف اين فارسنامه ناصرى است ، بىزحمت مشاجرت و مخاصمت بدادند شكر اللّه مساعيهم . و از موقوفات قديمى آن مدرسه قريه سهل آباد رامجرد است كه سالها در تصرف متوليان آن بود و در سال 1283 ميرزا على پسر حضرت مغفرت مآب حاجى ميرزا ابراهيم مجتهد طاب ثراه كه شرح حال او در محله بازار مرغ در ذيل سلسله ميرزايان مشهور به فسائى گذشت به تجويز حاجى شيخ حسين عرب مشهور [ و ] ملقب به ناظم الشريعه كه شرح حالش در ذيل محله اسحق بيك گذشت ، اين قريه سهل آباد رامجرد را به نواب اشرف و الا ، حسام السلطنه حاجى - سلطان مراد ميرزا والى مملكت فارس بفروخت و چون نواب معزى اليه از قضيه وقفيه مطلع گرديد اين سهل آباد وقفى را رد فرمود و وجه ثمن او را واپس گرفت ، پس ناظم الشريعه حيلتى نمود كه ميرزا على ، خدمت جناب حاجى شيخ مهدى مجتهد اقرار كند كه اين سهل آباد متصرفى من و آباء و اجداد من به عنوان مجهول المالك است ، پس سهل آباد را از آن جناب بخريد و به قيمتى ارزان به ناظم الشريعه بفروخت و در سال 1295 حضرت اشرف و الا حاجى معتمد الدوله فرهاد ميرزا دام عزه تفحصى تمام در امر سهل آباد بفرمود و رجوع به قباله‌جات وقفيه و احكام شرعيه و ارقام عرفيه بر وقفيت آن نمود و از تصرف ناظم الشريعه گرفته به دست مؤلف اين فارسنامه ناصرى كه به نص واقف خير مواقف متولى اين موقوفه هستم بداد و در سال 1299 باز ناظم الشريعه حيلتى ديگر انگيخت و سهل آباد را از تصرف وقف باز كشيد و اين بنده به تصديق علماى دار الخلافه طهران در دربار معدلت مدار اعليحضرت شاهنشاه اسلاميان پناه عارض گشتم و فرمان استرداد سهل آباد وقفى را صادر نمودم ولى هيچ فايده نبخشيد تا سخط پادشاهى كه نمونه‌اى از غضب خدائى جل شأنه « 1 » است با او كه اطاعت فرمان را نكرد چه كند و رعيت - پرورى و عدالت گسترى حضرت اسعد امجد ارفع و الا ، ظل السلطان ادام اللّه شوكته ، با متمردين چه معامله فرمايد . و جناب سيد المدققين امير صدر الدين محمد را دو نفر پسر است : اول آنها چنان كه در كتاب مجالس المؤمنين نوشته است : خاتم الحكما و غوث العلما الامير غياث الدين منصور دشتكى شيرازى است « 2 » قدس سره ، كسى است كه ارسطو و افلاطون بلكه حكماء دهور و قرون اگر در
هامش
اصول ابن حاجب ) ديگر ( حاشيه بر كشاف ) ديگر ( رساله در حل مغالطه مشهور به جذر اصم ) و ( رساله در علم فلاحت ) و رساله فارسى ( معرفت قوس و قزح ) و تعليقات بر تيسير فقه شافعى . ( مقالات الشعراء ، ص 558 و 559 ) ، و ر ك : آثار العجم ، ص 458 . ( 1 ) . در متن : ( جل و شانه ) . ( 2 ) . تولد او در سال 900 اتفاق افتاد و از مصنفات اوست : كتاب ( حجة الكلام ) ، كتاب محكمات ، شرح بر كتاب هياكل - انوار ، شرح بر رساله اثبات واجب پدرش ، ( ر ك : الذريعه ، ج 1 ، ص 108 ) ، كتاب تعديل الميزان ، ( الذريعه ، ج 4 ، ص