تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1039

مساهمون:

ص١٠٣٩
شيراز بنا فرمود كه كيفيت حال آن در ذيل بقاع شيراز بيايد . و باز در كتاب مزارات شيراز نوشته است : مرتضى اعظم امير شرف الدين ابراهيم بن امير صدر الدين محمد بن امير عز الدين اسحق ، سيدى است فاضل نيكو كردار و عالمى است كامل خوش گفتار ، به اخلاق نبويه و اوصاف مرتضويه ، منصبش عالى و جاهش متعالى ، با والد ماجد خود سفرها كرده ، بزرگان را خدمت نموده ، كتاب مشارق الانوار « 1 » را در خدمت شيخ صدر الدين ابى المجامع و شيخ علاء الدوله سمنانى « 2 » خوانده ، در مدرسه رضويه با كلماتى مستطاب و دعواتى مستجاب ، خلق را وعظ و ملوك را نصيحت نمودى ، روزى در خدمتش براى طلب باران به صحرا شديم و آن جناب نماز را به جماعت گزاشتند ، روى به مردم نموده ، فرمود : اى برادران صفا و اى دوستان باوفا ، ظلم را بگذاريد و حق را برداريد و پيرو سيرت مصطفى و اخلاق مرتضى گرديد ، كم‌كم دنياى فانى را گذاشتيد و بر كنارهء عقباى باقى رسيديد و چون سخن آن جناب به اينجا رسيد ، رقتى در خلق شد و همه آغاز گريه نموده ، آثار ابرى پيدا گشت و هنوز به منزلها باز نارسيده بوديم كه باران رحمت الهى بر بندگان نازل گرديد « 3 » و آن جناب در ماه صفر سال 788 به رحمت ايزدى پيوست و اين دو بيتى را از لفظ او در خاطر دارم :
زر من هويت و ان شطت بك الدار * و حال من دونه حجب و استار لا تتركن على بعد زيارته * ان المحب لمن يهواه زوار « 4 »
و در محله دشتك شيراز مدفون گرديد و پسر زاده آن جناب امير غياث الدين منصور ، بقعه‌اى عالى بر قبر او ، بساخت و او را بقعه دشتك گفتند و نگارندهء اين فارسنامه ناصرى گويد ، در نوشته‌هائى كه در نزد اين بنده است ، اين بقعه دشتك ، موقوفاتى داشته است كه تا زمان دولت نادر شاهى آن بقعه و آن موقوفات ، باقى بودند و بعد از آن لاعين رأت و لا اذن سمعت . و خلف الصدق غفران مآب امير شرف الدين ابراهيم است : مرتضى اعظم اقدم : امير صدر الدين محمد « 5 » : در وقفنامه مدرسه منصوريه شيراز ، القاب آن جناب را چنين نوشته است : « عالى جناب ، سيادت مآب ، نقابت انتساب ، قدس منزلت ، معالى مرتبت ، مولى و مرتضى اعظم اقدم اكرم سعيد ، افتخار اعاظم النقباء و الساده فى زمانه ، وارث علوم الانبياء و المرسلين ، ناصح - الملوك و السلاطين ، السيد الاجل الممجد ، صدر الحقيقة و السادة و الشريعه و الدين : محمد . . . » و وفات آن جناب در سال 828 اتفاق افتاده ، در بقعه دشتك شيراز ، در جوار آباء و اجداد خود مدفون گرديد . و خلف الصدق آن جناب است : مرتضى اعظم امير غياث الدين منصور . در وقفنامه مدرسه منصوريهء شيراز القاب آن جناب را چنين نگاشته است : « حضرت سيادت پناه ، افادت دستگاه ، مولى
هامش
( 1 ) . هزار مزار ، ص 20 . ( 2 ) . هزار مزار ، ص 20 . ( 3 ) . هزار مزار ، ص 20 . ( 4 ) . از او كه دوستش دارى ديدار كن گرچه از او دور افتى و محبوب را پرده‌ها و حجابها مانع شود ، با وجود دورى هرگز ديدارش را از دست منه زيرا عاشق معشوق را فراوان ديدار كند . ( 5 ) . نسب‌نامه او را در الذريعه ، ج 1 ، ص 108 بخوانيد . و ر ك : حبيب السير ، جزء چهارم ، از جلد سوم ، ص 110 .