محمد بن زيد افضل و اكرم اهل زمان خود بود و از كرم و فضل اوست كه روزى هارون الرشيد در مكه معظمه گوهرى را ديد و بشناخت و گفت از محمد بن هشام ابن عبد الملك است و به ربيع خادم بفرمود چون نماز را به جماعت بگزارم همه درهاى مسجد الحرام را جز يك در بر بند و هركس عبور كند بايد بشناسى تا پسر هشام پسر عبد الملك را دريابى و چون محمد بن هشام درها را بسته ديد ، دانست كه او را مىخواهند و پريشانه در گوشهاى نشست و محمد بن زيد چون پريشانى او را بديد از او پرسيد كيستى و چرا پريشانى گفت به سوگند آرامم كن تا بگويم و محمد بن زيد به سوگند او را آرام نمود [ و ] گفت محمد بن هشام بن عبد الملك هستم و اين درها را براى گرفتارى من بستهاند ، اگر توانى نجاتم ده و محمد بن زيد نجات او را بر ذمه گرفت پس محمد بن هشام نام او را پرسيد ، بفرمود ، محمد بن زيد بن على بن الحسين ، و محمد بن هشام بس ترسيده ، برآشفت و گفت ، خود را به خدا سپردم يعنى به ملاحظه سوء سلوك هشام با زيد بن على ( ع ) ، شايد محمد بن زيد ، تلافى كند و محمد بن زيد فرمود نه تو قاتل زيدى و نه روز خونخواهى من . پس عبائى بر سر محمد بن هشام كشيد و او را دشنام داده ، نزد ربيع - خادم برد كه اين مرد شترهاى خود را به من كرايه داده ، پول گرفته و گريخته و امروزش يافتم چند نفر معين كن كه كرايه را از او بازستانند « 1 » و ربيع خادم اطاعت نمود و چند نفر را براى اتمام اين كار و عمل با محمد بن زيد روانه داشت و چون محمد بن هشام را به تجاهل از مسجد - الحرام بيرون كشيدند و چند گامى برفتند ، محمد بن زيد به محمد بن هشام بفرمود با من چه « 2 » خواهى نمود محمد بن هشام گفت آنچه را از تو گرفتهام واپس دهم و محمد بن زيد به گماشتگان ربيع خادم بفرمود كه اين مكارى آنچه را از من گرفته است ، مىدهد ، حاجت به زحمت شما نيست و چون گماشتگان برفتند محمد بن هشام دانه گوهرى گرانبها به محمد بن زيد نياز نمود ، محمد بن زيد برآشفت كه اهل بيت من بزرگمنشى را در برابر طمع ندارند و گوهر را قبول نفرموده ، محمد بن هشام را وداع نمود .
و خلف الصدق محمد بن زيد محمد بن محمد است در كتاب عمدة الطالب نوشته است :
كه در سال 202 از هجرت به امر مأمون ، خليفه عباسى در مرو ، محمد بن محمد بن زيد را ، سم خورانيده ، مسمومش نمود ، به رحمت ايزدى پيوست و صاحب كتاب رياض العلما در ذيل ترجمه حضرت علامى ميرزا سيد على خان شارح صحيفهء سجاديه به تقريب نسبت آن حضرت به جناب احمد نصير الدين السكين النقيب ابن جعفر بن محمد بن محمد بن زيد الشهيد عبارتى فرموده است كه ترجمهاش به فارسى چنين است :
بدان كه احمد سكين از مقربان نزديك حضرت امام رضا ( ع ) است و آن حضرت كتاب فقه الرضا را براى احمد به خط شريف خود نوشته است و آن كتاب بعينه در طايف مكه معظمه در كتابخانه جناب ميرزا سيد على خان موجود است و حضرت امام رضا ( ع ) آن كتاب را به خط كوفى مرقوم فرموده است و تاريخ اتمام آن سال 200 از هجرت است و در حواشى آن كتاب اجازات علما و خطوط آنها ، مرقوم گشته است و حضرت امير غياث الدين منصور دشتكى شيرازى كه از اجداد امجاد جناب ميرزا سيد على خان و از احفاد حضرت احمد نصير الدين السكين است
هامش
( 1 ) . در متن : ( ستاند ) .
( 2 ) . در متن : ( چو ) .