چيست اخلاص آن خلاصى يافتن از فكر غير
1004
ح
حاجى اكبر ، نام ناميش لقب نواب و صدر
1399
حاجى سليمان بك كز او ، دنيا و دين را آبرو
1280
حاسد او را اگر برند به فردوس
1016
حاصل عشق بجز خوارى و بىقدرى نيست
1286
حاصل نشد از سعى تو جز نام تفاوت
1569
حافظ عمرى و هستى بىوفا مانند عمر
1157
حالت بخت مرا در چشم خود داده است جاى
1127
حال من و نگار من جسم دو است و جان يكى
1064
حاليا مصلحت وقت در آن مىبينم
79 ، 536
حدائقش زده پهلو به هشت باغ بهشت
1387
حديث واعظ و منبر نمىكند تأثير
1511
حذر كن از خم گيسوش اى كبوتر دل
1582
حسن خصال ، حسن نام اى حكيم عليم
29 ، 1173
حسن را نار تقاضا چه كند گر نكند
1132
حسن نام بود و پسنديده كار
1051
حصنى كه گيتى يكسره ، هستش نهان در جنبره
1279
حق بين نظرى بايد تا روى ترا بيند
1181
حكايت عدس و سفرهء خليل اللهى
1158
حلقه كعبه سر زلف تو گر نيست بر آن
945
حنظل و زهرم فرو ريزد بكام
1082
حور نباشد اى پرى چون تو به حسن و دلبرى
1017
حيات جاودان بخشد به عاشق چشم و شهلايش
915
خ
خاتم پيامبران فرموده است
1676
خار بردوشان صحرا گرد مسكينان كوى
1099
خازن مير معظم راوى اشعار من
1127
خاصه خورشيد آسمان صفا
1165
خاطر از غير غم آزاده كن
1129
خاطرش خرم ، دلش مسرور باد
1675
خال به كنج لب يكى طرهء مشكفام دو
1315