تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
تا منصب موروث شما به « 1 » بىهنران و بدگهران تفويض كرده‌اند آثار عمارت از سراء مملكت برخاست ، و تا هماء همت شما از كنگرهء قصر عصر پريدست عقاب عقاب دمار از دواجن آن ولايت برآورد . گوساله را خداى دانستند لا جرم چون خر در خلاب فتادند ، مسيلمه را پيمبر خواندند اينك از دروغ دريغى بدست دارند . امروز شاهى نوست فرزينى نو مىبايد چه اگر بر عرصهء شاه و فرزين مختلف باشد دست در اضطراب افتد . داعيه مطالعت ضياع مكران سلسلهء عزيمت صدر جهان صاحب عادل قوام الدّولة و الدّين بجنبانيد ، مخيّم دولت بحدود مكران آورد و چون چتر همايون پادشاه در دايرهء دولت مقيم « 2 » شد و امور مملكت مستقيم « 3 » ، نظم احوال ممالك را و ترتيب قوانين دواوين « 4 » را ،
وزيرى چست و فحل و شهم و مقبل * كه باشد در همه كارش مهارت بسازد كار ملكت از كفايت * ببخشد مال دنيا از حقارت سعادت كردش از دنبالهء چشم * بمولانا قوام الدّين اشارت
كمال معرفت پادشاه اسلام دام ملكه دانست كه جهاز ممالك از تدبير نااهلان خرابست و درياى دواوين از قلم دونان سراب ، بعد از اقتداح زناد استخارت و اجالت قداح استشارت از اهل استحقاق درجهء شركت و منصب وزارت برمىرسيد هر ورقى كه از جريدهء روزگار باز كردند نقش مناقب آل كسرى ديدند و هر حسابى كه برگرفتند « 5 » اول صيت آن خاندان بزرگوار در انگشت مىآمد . بيت
هرگه كه كنم شمار مه‌رويان * پيش از همه در شمار مىآئى « 6 »
كلام بارى عزّ اسمه حاكم شد انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الأمانات الى اهلها ، حديث مصطفي صلى اللّه عليه گواهى داد من احي ارضا ميته فهى له و شاعر باستشهاد آورد ، شعر
قد رجع الحقّ الى نصابه * و انت من كل الورى اولي به
هامش
( 1 ) - چ : بر . ( 2 ) - چ : مستقيم . ( 3 ) - چ : منتظم . ( 4 ) - چ : دين را . ( 5 ) - چ : برميگرفتند . ( 6 ) - درج اين بيت بدينطريق است :هرگه كه كنم شمارهء مه رويان * پيش از همه در شمار ميآئى تو