تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
به حكم سوابق معرفت و وقوف بر شرف منصب و شهرت خاندان آن صدور بساط ترحيب « 1 » بگسترد و نيمدست « 2 » تقريب فرو كرد و بزفان « 3 » اكرام گفت ، مرحبا برمگذر خواجه فرود آى و درآى ،
لو علمنا مجيئكم لنثرنا * مهج القلب او سواد العيون و فرسنا على الطّريق خدودا * ليكون المسير فوق الجفون
چون روزى چند در كنف رعايت و ظلّ احترام آن پادشاه آسودند روزى كس فرستاد به خدمت آن صدور و پيام داد كه هركجا عندليب برساز ترنّم زخمهء نغمهء « 4 » جغد كند ع ، فرض بود بر كلاغ حدّ زبان آورى ،
اذا جاء موسى و القى العصا * فقد بطل السّحر و السّاحر
بزرگى خاندان شما و استحقاق منصب وزارت خاصيت كرمان نيست بلكه علوّ مرتبت و شرف منزلت و جلالت اصل و طهارت عرق شما هركجا كه باشيد با شماست و تا يمن قدم و بركت دم و كفايت دست و قلم شما اينجاست تقدّم و رياست « 5 » و ايالت و سياست بر ديگران حرام باشد « 6 » و سمت عطلت آن صدور رقم و صمت غفلت بر چهرهء حال من مىكشد . بدين طريق خداوند صاحب قوام الدّولة و الدّين را در كار افكند و وزارت خويش بوى تفويض فرمود ،
فأخصبت الو زارة بعد جدب * و انشطت المكارم من عقال
و خود سرّ آن حركت و رمز آن نهضت آيت و ما تدري نفس بأى ارض تموت بود و اذا اراد اللّه قبض عبد بأرض جعل له فيها حاجة . تقدير چنان افتاد كه در كيسهء روزگار نقد عمر صدر سعيد نظام الدّولة و الدّين تغمّده اللّه بغفرانه نرسيده بود در سيستان او را اجل محتوم رسيد و نوادب عقل و علم « 7 » و نوايح شرف و كرم برخاستند ، شعر
اتاه قضاء اللّه فى دار غربة * بنفس غريب الأصل و القدر و القبر
هامش
( 1 ) - چ : ترغيب . ( 2 ) - بر وزن نيم بست مسند كوچك را ميگويند چه دست بمعنى صدر و مسند عالي باشد ( برهان ) . ( 3 ) - ق ، م ، ن ، ى : زبان . ( 4 ) - چ ، م ، ن : اين كلمه را ندارد . ( 5 ) - چ : در رياست . ( 6 ) - چ : شد . ( 7 ) - علم و عقل .
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى ) — صفحة 141 | أحمد بن حامد كرمانى / على محمد عامرى نائينى