بوفات آن صدر رحمه اللّه بيخ دوحهء بزرگى بگسستند و عماد خانهء سرورى بشكستند ، شعر
و ما كان قيس هلكه هلّك واحد * و لكنّه بنيان قوم تهدّ ما « 1 »
بيت
روى اجل سياه كه از قصر كاينات * سقف كرم شكست و ستون سخا فكند
دستش بريده باد كه شاخ شرف بريد * بيخش بكنده باد كه بيخ هنر بكند
اما تسلّى و اصطبار اهل روزگار بدانست كه اگر گل برخاست گلاب برجاست و اگر شجرهء كمال از عاصفهء فنا پستست ثمرهء اقبال بدستست ، شعر
و ان يك عتّاب مضي لسبيله * فما مات من يبقى له مثل خالد « 2 »
فأنّك ماء الورد ان ذهب الورد « 3 » .
فصل ، پس چون كار كرمان بفرّ دولت پادشاه اسلام و سايهء انصاف او روى بصلاح آورد روزى مشير تقدير با خداوند صاحب عادل ملك الوزراء قوام الدولة و الدين ادام اللّه ظلّه و خلوتى كرد و گفت هى « 4 » ، شعر
و انّى و تركى ندى الأكرمين * و قد حى بكفّىّ زندا سحاحا
كتاركة بيضها بالعراء * و ملبسة يبض اخرى جناحا « 5 »
ميدان عمل كرمان از مبارزان كفايت خاليست و صدر وزارت از مبرّزان سيادت عاطل ، عقد ممالك كرمان را « 6 » از سر نظمى مىدهند ، واسطهء آن قلاده شرف اصالت تست ، شعر
نحن فى مجلس انس * بك تحقيق مجازه
قد نسخنا العيش يوما * فتفضّل بطرازه
شب هست و شراب هست و عاشق « 7 » تنهاست * برخيز و بيا كه اينچنين شب شب ماست
هامش
( 1 ) - اين بيت از عبدة بن الطيب است در مرثيهء قيس بن عاصم ( نهايه الارب ج 4 ص 215 ، البيان و التبيين جزء ثانى ص 243 ) .
( 2 ) - بيت فوق از اعشى همدان است و راجع بخالدين عتّاب بن ورقاء ( عيون الاخبار ج 3 ص 94 ، البيان و التّبيين جزء 3 ص 139 ) .
( 3 ) - مصرع فوق عجز بيتى است از قصيدهء متنبّى در مدح على بن محمد بن سيّار بن مكرم التميمى و صدرش اين است : - فأن يك سيّار بن مكرم انقضى ( العرف الطيّب ج 2 ص 204 - 209 ) .
( 4 ) - چ : اين كلمه را ندارد .
( 5 ) - از ابن هرمه است ( مجمع الامثال ميدانى ) .
( 6 ) - ق ( را ) ندارد .
( 7 ) - چ : شاهد .