توحيد و سنّت آراسته بواطن و طبايع ايشان بصدق لهجت و فرط مروءت و فضل تواضع و توقير اهل علم و محبت غربا و طاعت امرا ممتليست . در هيچ عهد عصابهء عصيان پادشاهى بر جبين دين نبستهاند و به سمت تمرّد خروج بر والى موسوم نبوده بلكه ضعف دل و لين جانب و رقت طبع بريشان غالب و پيش ازين تا بعهد ملك محمّد « 1 » عمان از ممالك كرمان بوده است و آن را ملك قاورد گشاده « 2 » و ملك تورانشاه و ملك ارسلانشاه ملك فارس گرفتهاند و بر آن ولايت فرمان داده و مدتها شحنهء ملك كرمان در يزد و طبس بوده است . و در آخر عهد ملك محمد در عراق اضطرابى بود و خادمى كه او را رشيد جامهدار مىگفتند در اصفهان و ملك محمد معتمد خويش « 3 » فرستاده بود و او را تقرير كرده كه اصفهان بوى دهد « 4 » و اگر در اجل تأخير مىافتاد آن كار تمام مىشد .
محاسن ولايت كرمان و خصايص بلاد و مناقب اهل او درين فصول گفته نشود اما اين ساعت قاعدهء عظمت او منهدمست و احوال نامنتظم و رونق و طراوت منعدم ، ديار و بلاد و خاك و آب و هوا بر حال خويشست امّا
شعر
كأن لم يكن بين الحجون الى الصفا * انيس و لم يسمر بمكّة سامر « 5 »
كم تركوا من جنّات و عيون و زروع و مقام كريم و نعمة كانوا فيها فاكهين كذلك و اورثناها قوما آخرين فما بكت عليهم السّماء و الأرض و ما كانوا منظرين .
شعر
ماذا اؤمّل بعد آل محرّق * تركوا منازلهم و بعد اياد
هامش
( 1 ) - مراد مغيث الدنيا و الدين محمد بن ملك ارسلانشاه بن كرمانشاه بن قاورد شاه پادشاه هفتم از سلسله قاوردي است .
( 2 ) - رجوع شود به محمد بن ابراهيم ص 8 - 10 .
( 3 ) - م : ( را ) افزوده .
( 4 ) - محمد بن ابراهيم در تاريخ خود ص 33 ميگويد « و رشيد جامهدار كه والى اصفهان بود رسول بكرمان فرستاد و وعده كرد كه نايبى فرستد تا اصفهان بملك محمد دهد » ولى طبق متن كتاب حاضر اين پيشنهاد از طرف ملك محمد شد نه رشيد جامهدار والي اصفهان .
( 5 ) - اين بيت از قطعهايست از عمرو بن الحارث بن مضاض بن عمرو الجرهمى . رجوع شود به معجم البلدان طبع اروپا ج 4 ص 623 . در ج 2 ص 215 ياقوت آن را بمضاض بن عمرو جد عمرو بن الحارث نسبت ميدهد .