صرح ممرّد از صفت منظر او ز مشرفي * سدّ سكندر از شرف با روى او ز محكمى
چون غرفات هشت خلد شش درش از مرتّبى « 1 » * چون درجات نه فلك شش سويش از مهندمى « 2 »
بام و در مباركش مركز و سطح كبريا * آب و هواء فرخش نقطه و خط خرّمى
و خطّه بردسير مهبط و حى ايمانست و مسقط ظل احسان و منبت غرس توحيد و مسند درس تقديس ، شريعت آنجا پنج نوبت « 3 » زند و طريقت دوبار سفره نهد ، بارگاه مملكتش دايرهء دولتست و نقطهء جلالت و مركز كبريا و ذروهء عزّ و علا ، تخت او متّكاء بختست و سرير او سرّهء سرور « 4 » . جلوس بر تخت قاوردى بفال داشتهاند و ملوك سلف نخست قدم شرف بر آن نهاده . و از خواص دار الملك بردسير آنست كه امراء جوانب و مقدّمان اطراف دوردست طاعت آن پادشاه دارند كه دست قدرت او برين دار الملك محتويست و ذات او بر عرش آن مملكت مستوى . و از شهرهاء نواحى بردسير خبيص است كه ولايتى اندكست و از وى خرما باقصى بلاد « 5 » عالم برند . و از نواحى بردسير كوبنانست كه از آنجا توتيا خيزد و بهمهء جهان از آنجا نقل كنند . و از شهرهاء كرمان سيرجانست كه دار الملك قديم بردسير بوده است « 6 » ، ولايتى معظم ، بسيار ارتفاع و در عهد آل سلجوق اكثر اقطاع و ادرار لشكر از آنجا بوده است و پيوسته اميرى بزرگ و لشكرى انبوه در آن شقّ مقيم از جهت آنكه ولايت فارس و كرمان متّصلست و سيرجان ثغر ع ، و الثّغر مأوى مخافات و افات . و از خواصّ سيرجان و مآثر مأثورهء او مقابر مزوره است و اهل سياحت و ارباب تصوف
هامش
( 1 ) - چ ، ق ، م ، ن : چون غرفات هشت خلدش سه دراز مرتبي .
( 2 ) - ى : بيت دوّم را ندارد .
( 3 ) - نوبت - نواختن كوس و نقاره و امثال آن بر در پادشاهان است كه در هرروز پنج هنگام مينواختهاند ( امثال و حكم آقاى دهخدا ) .
( 4 ) - چ : اين كلمه را ندارد .
( 5 ) - چ ، م ، ن ، ى :
اين كلمه را ندارد .
( 6 ) - ابو على محمد بن الياس سابق الذكر اوّل كسى بوده كه پايتخت خود را بردسير قرار داده است . معجم البلدان ذيل « بردسير » بنقل از رهنى كرمانى ، مقدسى ص 461 .