و مقام او در فارس و نايبى از آن وى در كرمان « 1 » او را بهرام « 2 » گفتندى . چون حق تعالى آن ملكت ملك قاورد را نهاده بود بهرام رام شد و ولايت بملك قاورد داد .
شعر ،
فألقت عصاها و استقرّت بها النّوى * كما قرّ عينا بالأياب المسافر « 3 »
و با كاليجار از فارس عزم كرمان كرد در خنّاب « 4 » او را زهر دادند « 5 » و هلاك شد و ملك كرمان ملك قاورد را مسلم و صافي شد .
فصل ، امّا ولايت كرمان مملكتى طويل و عريضست و بلاد بسيار و نواحى بىشمار و قلاع حصين و صرود و جروم و هوائى چون نكهت معشوقان خوش و لطيف و آبى چون اشك نشاط عاشقان سرد و صافي و يك شهر از شهرهاء آن جيرفت است « 6 » كه آن را جنّة اربعة اشهر گويند يعنى بهشت چهار ماه ، و طيب هوا و لذت ماء و طربانگيزى خاك او در جهان مثلست و از جملهء عجايب البلدان معدودست آنكه در كرمان شهريست كه بر صحراى او نرگس رويد . و گويند وقتى ملك ارسلانشاه معروفى را برسالت به حضرت سلطان سنجر فرستاده بود و سلطان احوال كرمان استعلام مىفرمود ، در اثناء سخن گفت شنيدم كه در كرمان شهريست كه بر صحراء او نرگس رويد . رسول عاقل بود گفت اى سلطان جهان نرگس و تير خاشاك هردو بهم مىرويند . سلطان را آن نكته از رسول عجب آمد . و از خواص جيرفت
هامش
( 1 ) - چ : ( بود ) افزوده .
( 2 ) - بهرام بن لشكرستان از سران سپاه ديالمه بوده است ( ابن الاثير ج 9 در حوادث سنه 440 )
( 3 ) - اين بيت از المضرس الاسدى است ( البيان و التبيين جاحظ ج 3 ص 21 ، نهاية الارب ج 3 ص 46 ) .
( 4 ) - بالفتح و تشديد النون ، ناحية بكرمان لهارستاق و قرى ( مراصد الاطلاع ) . در ابن الاثير اين اسم « جناب » ضبط شده است .
( 5 ) - رجوع شود به محمد بن ابراهيم ص 3 . وي كمى قبل از فتح « بردسير » بدست قاورد در سال 440 هجرى مرد .
ابن الاثير ( در ج 9 كتاب خود در حوادث سنه 440 ) مينويسد كه ابو كاليجار دچار گلودرد شد و بواسطهء عدم توجه و بىمبالاتى مرض شدت كرد و بالاخره در جناب بسال 440 وفات يافت .
( 6 ) - اين شهر كه خرابههاى آن در نزديكى قريه كريمآباد است ( و در اين زمان معروف به شهر دقيانوس مىباشد ، ممالك خلفاء مشرق لسترانج ص 314 ) در دورهء قبل از مغول يكى از پرثروتترين بلاد تجارى عالم اسلام بود ولي در دورهء مغول به كلى خراب شده بود ( جغرافياى تاريخى ايران تأليف بارتولد ، ترجمه آقاى حمزهء طالبزاده ص 199 - 200 ) .