تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
گل خوردى و جملهء اطباء وقت و حكماء عصر از علاج آن عاجز بودند روزى ثمامة بن الاشرس « 1 » در پيش او شد و اطباء حاضر بودند و در آن باب سخن مىگفتند ثمامه گفت اى امير المؤمنين گير كه طبيبان از علاج اين علت عاجزند فأين عزمة من عز مات الرّجال . مأمون گفت برخيزيد اى طبيبان كه علت زايل شد ، معنى آن دارد كه عزمى از عزمهاء « 2 » مردان كوكه نفس را ازين عادت بد باز دارد ، و نطق پادشاه بايد كه از كلمات موحش مبرّى و از الفاظ مفحش معرّى باشد .
فإذا نزلت به نزلت بماجد * رحب المنّدى مؤدّب الخدّام
و چنان بايد كه نفس خويش را زير دست خود دارد و او را بخويهاء « 3 » پسنديده بيارايد و از عادات نامحمود بپرهيزد و گفته‌اند هركس كه از سياست نفس خويش عاجز آيد چون سياست ولايتى و رياست امتى كند . بيت ،
خرد بايد انجا وجود و شجاعت * فلك مملكت كى دهد رايگانى « 4 »
و حكيمان گفته‌اند پادشاه بايد كه از پنج خصلت بپرهيزد ، يكى دروغ ، چه اگر آن عادت از وى بشناسند بوعدهء عطاء او خرسند نشوند و از وعيد و عقاب او نترسند . دوم « 5 » بخل ، چه اگر بدين خلق مشهور شود مردم طمع از خير او ببرند و كسي او را نصيحت نكند و ملك بىنصيحت نتوان داشت . سوّم تيزى و سرعت خشم ، چه اگر بدين سيرت مذكور گردد رعيت احوال خويش و مصالح ولايت با وى نگويند و از بوادر غضب او احتراز نمايند و فساد ولايت و هلاك رعيت در آن باشد . چهارم حسد و آنچه نخواهد كه زيردستان او را نيك باشد ، چه اگر اين خلق سنّت گيرد عنان عطا ازيشان كشيده دارد و اين معنى موجب دل ماندگى و استزادت زيردستان شود و در آن اختلال احوال مملكت باشد . پنجم جبن و ضعف
هامش
( 1 ) - ثمامة بن اشرس نميرى رئيس و مؤسس فرقه‌اى از فرق اسلامي و در عهد مامون و معتصم و واثق شيخ قدريه بوده است و مامون را بقبول مذهب معتزله اغواء نموده ( انساب سمعاني ورقb116 ) دائرة المعارف فريد و جدي حرف « ث » ، عصر المامون تاليف دكتر رفاعى ج 1 صفحات 312 ، 397 ، 444 . ( 2 ) - چ ، م : عزمات . ق ، م : عزمهاى ( 3 ) - چ ، ق ، م : خويهاى . ( 4 ) - از قصيدهء معروف دقيقى است بمطلع :ز دو چيز گيرند مر مملكت را * يكى پرنيانى يكي زعفرانى( بيهقى چاپ طهران ص 392 - 393 ) ( 5 ) - چ : دويم .
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى ) — صفحة 117 | أحمد بن حامد كرمانى / على محمد عامرى نائينى