تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
طالب شاه عادلست جهان * تو نيت خوب كن جهان بستان « 1 »
و از اخلاق پادشاه حسن سياستست و معنى سياست آن باشد كه پادشاه طبقات مردم را از ابناء ملك و شرف و ارباب انساب و اصحاب احساب و علماء و اهل فضل و عبّاد و اهل صلاح « 2 » و دهاقين و ارباب ضياع و تجار و محترفه هريكى را در مرتبت خويش و منزلت لايق بوى بدارد چه اگر از محل و حرمت اهل شرف و بيوتات و اهل علم بار كم كند خاطر ايشان از آن متغير و متاذّى شود و حقد در بواطن متمكن و اين معنى را ظلمى صريح شناسند . و حق تعالى به اين معنى اشارت مىكند بمصطفى صلى اللّه عليه و اخفض جناحك لمن اتّبعك من المؤمنين . و مصطفى صلى اللّه عليه رداء خويش بگسترد تا قيس « 3 » عاصم منقرى برو نشست و گفت اذا اتاكم كريم قوم فأكرموه و در روز فتح مكه گفت من دخل دار ابى سفيان فهو امن و ارسطا طاليس باسكندر نوشت دافع عن اهل المروءات و من كان له قديم قدم فى الخير و ان تضعضعت احوالهم و لا تكسف اسرار اهل الأقدار گفت اهل مروءت « 4 » را حمايت كن و اگرچه احوال ايشان در پاى افتد و پرده بر اهل خاندانها مدران و قدّم من كان مشهورا بالورع « 5 » و آنكس را پيش « 6 » دار كه يا رساتر باشد . و انوشروان بعاملى از عمّال خويش نبشت كه مردم‌زادگان را و اهل خرد را بمحبت و احسان سياست كن و سفلگان را بترس و هيبت و طبقه عوام و ميانهء خلق را رغبت با رهبت درآميز . و معاويه مىگويد انّى « 7 » لا اضع سيفي حيث يكفينى سوطى و لا اضع سوطى حيث يكفينى لسانى و لو انّ بينى و بين النّاس شعرة ما انقطعت گفت من آنجا كه تازيانه كفايت بود شمشير نزنم و آنجا كه زبان كفايت كند تازيانه نزنم و اگر ميانهء من و مردم موئى باشد گسسته نشود . و از امهّات سياست توليت قضات و ولاتست و واجب باشد كه اهل ورع و ديانت اين اشغال را اختيار
هامش
( 1 ) - از باب دهم حديقهء سنائى است . ( 2 ) - چ : سلاح . ( 3 ) - مراد قيس بن عاصم بن سنان بن خالد مكنّى بابو على است كه بعد از فتح مكه با وفد تميم به خدمت حضرت رسول رسيد و اسلام آورد . وفات وى بسال 47 هجرى بوده است ( البيان و التبيين جاحظ ج 2 ذيل ص 40 ، تاريخ گزيده ص 238 ) . ( 4 ) - چ ، ق ، م ، ن ، ى : مروت . ( 5 ) - چ : بالروع . ( 6 ) - چ ، م ، ن : در پيش‌دار . ( 7 ) - در عيون الاخبار ج 1 ص 9 ( انى ) ندارد .