تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
به مقصد رسد و ديگر امرا و معتبران حشم كه بر وى خدمتهاى پسنديده كرده‌اند و در هر كار آثار گزيده نموده مجتمع گردند در نگاه داشتن صلاح ملك و دولت و تحرّى مرضات ما در مساعدت و مظاهرت قوام الدّين يك‌زبان باشند و بر وفق استصواب او در ضبط ولايت و تمشيت كارهاى ديوانى و تخفيف و ترفيه رعايا و تحصيل ادعيهء صالحه دولت قاهره را ثبتها اللّه به همه غايتى برسند و رضاء قوام الدين برضاء مجلس ما مقرون دانند و در همهء احوال آنچه گويد و از مصالح و مهمات ديوان مرتّب كند مقتدى سازند و عدوان از آن موجب انكار و لائمه دانند و آن‌چنانست كه كافّهء حشم امرا و اسفهسلاران كه بندگان مااند و اصناف متجنده و اقطاع‌داران برى مقدم قوام الدين عزيز دارند و بشرايط اكرام و تبجيل و اعزاز قيام نمايند و در كارهاى ملك و دولت از صواب‌ديد او نگذرند و او را بر دقايق احوال وقوف دهند و نانپاره باتّفاق و ارتضاء او و مشروح او كه نويسد گيرند و دارند و بقلم او تصرّف كنند چه قوام الدين با آنكه آنجا شرف اسم نيابت دارد به حضرت ديوان عرص باسم اوست و در اهتمام نايب او تا اين دقيقه تصوّر كنند و متابع رضاء او باشند و همهء معوّل ما بر گفته و نمودهء ما شناسند و هيچ چيز از خفاياء اسرار ملك از وى نپوشانند و او را برغث و سمين آن اطّلاع دهند و در هر مهم كه حادث گردد بر موجب تدبير و صواب‌ديد او مىروند و آن را قدوه و پيش‌واى خويش دانند ، سادات و قضاة و ائمه و علما و اعيان و معتبران و مشايخ و منظوران شهر رى و نواحى آن فرمان را بانقياد و متابعت تلقى كنند و قوام الدين را نايب مجلس ما و نايب او را عامل و متصرّف اموال ديوانى دانند و در مصالح خويش رجوع با او كنند و ملتمسات به او بردارند و بر تمكين و احترام نايب او توفّر نمايند و اموال و رسوم ديوانى بوى گذارند و احوال معاملات قليل و كثير معلوم گردانند و مىفرمائيم تا ديوان شحنگى همچون ديوان عمل و اسباب خاص بسراى او دارند و كار احداث و ارش جنايات بصواب‌ديد او گذارند و از آنچه مصلحت مىبيند تجاوز نكنند و جملگى بندگان ما و حشم كه بدان طرف روان گشتند و معروفان حشم كه آنجايگاه‌اند مطاوعت فرمان را متابعت او دانند و در مهمات با او گردند تا ترتيب هر كار