بيفتاده و از رفاهيت و آسايش دور مانده و چون ما بفرمان آفريدگار عزّ شأنه حفظ و رعايت ايشانرا متكلفيم و معتقد كه از احوال ايشان مسؤل خواهيم بودن
يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ
، اهمال ايشان به هيچ حال جايز نداريم و انقاذ و و استخلاص ايشان از مخالب نوائب عين فرض شمريم اما بسبب اشتعال حرارات هوا و احتدام سورت گرما توقّفى افتاد ، چندانكه گرما فتورى گيرد و هوا اعتدالى پذيرد و از صفو عقيدت و كمال رأفت كه در حقّ رعايا على العموم و على الخصوص در باب رعاياء رى رعاهم اللّه داريم و انديشيديم كه آن طرف به مقدار مدّت توقّف حركت رايات ما از آثار و الطاف و عواطف معطوف بىبهره ماند و آن رعايا در كنف رعايت نيايند و امرا و معروفان حشم و خدم متفرّق بدان طرف كه همه بندگان مااند متألّف و مجتمع نگردند و بتازگى از نواخت و كرامات ما نصيب نيابند رأى چنان ديد كه معروفى از اعيان حضرت و مقرّبان خدمت و مرشّحان دولت كه مستعدّ تقلد آن مهمّ نازك و تكفل آن مصلحت بزرگ باشد و استحقاق چنين مهمّ خطير دارد بدان جانب فرستاده آيد و ترتيب مصالح آن حشم و رعايا باهتمام او مفوّض كرده شود كه خاطر به كلى از آن فارغ تواند بود ، اختيار بعد از استخارت در قيام باتمام آن مهم معظم و تقديم خدمت بلند رتبت اجلّ عالم كامل افضل مؤيّد قوام الدين معين الاسلام و المسلمين اينانج قتلغ بلكا خواجه بك ابو الفضايل المظفر بن انوشروان ادام اللّه تأييده را فرموده شد و اعتماد درين كار نامدار كه متضمن صلاح و مصلحت دينى و دنياويست بر اصابت رأى و كمال شهامت و حصافت و حسن سيرت و نقاء طويّت و كثرت تجارب كه از ممارست و ملابست جلايل اعمال حاصل دارد كرده آمد به حكم آنكه او تربيت در حجر دولت ما يافتست و مساعى او در هر شغل بزرگ كه او را در آن امتحان فرموديم مرضى و حميد يافتهايم و او را كرامت مزيد اختصاص و شرف قربت كه هرگز اوهام اقران او از اصحاب مناصب بدان نرسيدست ارزانى مىداشته چنان كه خاص و عام ، دور و نزديك ، ديدهاند و دانسته و از اين جهت ارباب حاجات خصوصا اصحاب اطراف در نجح مطالب و اصحاب اغراض و مآرب توسّل بسفارت او جستهاند و مراسلت و مكاتبت در عرض ملتمسات با او برداشته