تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
شنوده و از همت ما كه همواره بجانب او ملتفت باشد رقيبى مرشد مشفق داشت تا لا جرم در عهد صبى مستجمع آداب شباب و كهول گشت و در ايام جوانگى بكمال فرزانگى و هنرمندى و جملگى اخلاق و شيم پسنديده از مراتب پيران كار ديده برگذشت و هرچند اجالت رأى در اختيار خصال ستودهء او بيشتر فرموده‌ايم و همت بر استكشاف سراير او زيادت گماشته دلايل استعداد او در قيام نمودن بمعظمات امور ملك ظاهرتر و متضاعفتر مىيافته‌ايم و دواعى تفويض جلايل كارهاى دولت كه از جدّ و پدر بميراث بوى رسيدست متزاحم و مترادف‌تر ديده ، و چون از عادات دولت ما معهود و متعارفست حقوق اسلاف در اخلاف رعايت فرمودن و جاه و جاى پدران بفرزندان سپردن و ايشان را در حجر اعتناء صادق و اهتمام تمام پروردن عماد الدوله و الدّين امير خراسان را ادام اللّه تأييده سوالف متوارث استحقاق ذات ستوده صفات كه همم و اوهام اقران و اكفاء او از تأمّل در آن قاصر آيد حاصلست و بهر وقت از شمايل او مخايل طينت پاك و رأى روشن و همت بلند در احياء خاندان رسد آنچه بفقدان سلف او رحم اللّه منثلم گشتست و خاطر بدان نگران شده واضح‌تر مىيابيم و در هر امتحان و تجربت كه مىفرمائيم او را باعلى درجه و ترقيب رتبت و اعتماد و تفويض مهمات مملكت سزاوارتر مىشناسيم ، بعد از معاودت رأى و استخارت خداى عزّ و جل فرزند عماد الدوله و الدّين امير خراسان مرزبان الشرق ادام اللّه تأييده را پيش تخت خوانديم بر سبيل اعزاز و اجلال و جايگاه جدّ و پدر او كه در خدمت معهود و مقرّر بودست بوى سپرديم و آن مكان و مكانت برقرار متقدّم ارزانى داشتيم و اقطاعات همچنان‌كه ايشان داشته‌اند و بتازگى مشروح ديوان عرض بدان ناطقست و بر ذكر تفاصيل آن مشتمل بر وى تقرير فرموديم و املاك بر موجب حجتها و قبالات مسلم گردانيديم و جملگى خيول و حشم و غلامان را كه در فوج آن گذشتگان رحمهم اللّه بوده‌اند در فوج او منتظم كرديم و زمام حلّ و عقد انتظام احوال ايشان بدست شهامت و كفايت و تيقظ و حسن سيرت او داديم و كرامت تشريفهاى گرانمايه از كسوتهاى خاص و اسب و ساخت و طوق مرصّع و سپر و كمر شمشير و كوس و علم و سراى پرده