تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
در دست اقتدار ما نهاده و رايات دولت ما را آيات قدرت و عظمت خويش جلّ و عزّ گردانيده و خلايق بسيط زمين را برّا و بحرا ، سهلا و جبلا بودايع ما سپرده و سايهء ايالت و سلطنت ما را برايشان گسترده و رقاب اكاسره و جبابرهء آفاق را شرقا و غربا در ربقهء طاعت و خدمت مجلس ما آورده و عصابهء اذعان و انقياد بر جبهات ايشان بسته و نواصى ايشان باقاصى و ادانى بلاد و اقاليم مذلّل و مسخر اوامر و نواهى ما گردانيده و آنچه از مطامح همم سلف سلاطين امم و ملوك عرب و عجم محتجب و منتقب بودست و معارج و مدارج بر ايشان معتاق و مسدود پيش رأى و رايت ما مكشوف و گشاده گردانيده و مقاصد همت ما در آن بنجاح رسانيده و شكر آن عوارف و مواهب جسيم جزيل گزاردن و بهر وقت ليلا و نهارا ، سرّا و جهارا تجديد ذكر احصاء و تعداد آن مألوف و معتاد خويش داشتن از لوازم و مفترضات باشد هرچند كه آلاء و نعماء ايزد تبارك و تعالى نامعدود و نامحصورست و غايت استقصاء در احصاء آن از عجز و قصور چنان كه مىگويد عزّ من قائل :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
، امّا برحسب امكان و زائدهء توان اجتهاد در اداء شكر منعم بر اميد مزيد نعمت واجبست و معتبر بقوله :
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
، و گزاردن شكر نعمت او را تبارك و تعالى ابواب و اسبابست و اولو الأمر بدان مأمورند كما قال جلت عظمته :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
، و ما همواره در دولت خويش از مبدأ طلوع رايت تا غايت وقت همت بتمهيد و تشييد اساس اين دو فضيلت مايل داشته‌ايم و عقيدت و طويّت بر ايثار و اظهار آن باعث و منظورى يافته ، و هر بسطت كه ما را در دولت و مملكت مىفزودست و از الطاف و صنع الهى روى مىنموده از ميامن آن طويّت و عقيدت دانسته‌ايم و از بركات آن شمرده ، و درين حال كه رايات ما منصور و مظفر از ديار خوارزم بمباركى بدار الملك خراسان و مستقرّ سرير دولت باز رسيد و خاطر از مهمات آن طرف برحسب ارادت فراغت يافت عزيمت ترتيب كار رى و تدارك احوال آن طرف كه از مهمات بلاد ممالكست پيش خاطر آورديم و عزيمت بر نهضت همايون بدان صوب مصمم گشت چه معلومست كه رعاياء آن شهر و ولايت از سالها باز عرضهء حوادث و هدف سهام نوائب بودند و از مهاد عدل و انصاف