تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
و فرمان‌دهنده كه در هفت كشور معمور بسيط روى زمين است بركشيده و گزيده و نشانده و بندهء ماست طوعا او كرها ، و همگنان در اطراف و اوساط جهان به سمت عبوديّت ما متسم‌اند و اعناق باطواق منت ما متحلى دارند ، امير اسفهسلار اجلّ شهيد قماج رحمة اللّه عليه اگرچه از عداد مماليك بود همت ملوك داشت و از اين جهت قسيم و سهيم ملك و دولت گشت و نهالى بود بر چمن ملك نشو و نما يافته بل هلالى از افق آسمان ما تافته و بتدريج از آفتاب اقبال و پادشاهى ما استضاءت كرده و بانوار حسن رأى ما استنارت و استدارت تمام گرفته ، و آن شهيد از بدايت طلوع تا نهايت افول بهدايت عقل راجح و رأى متين كه داشت روزگار در خدمت ما چنان گذاشت كه از حضيض بندگى بمرقاة و مرتبت برادرى رسيد و بشرف اسم نيابت ما در ممالك جهان موسوم گشت و بدين جاه و نام بزرگوار و منصب نامدار از اقران خويش پهلوانان و سپاه‌داران و فرمان‌دهندگان اطراف آفاق متفرّد شد و جناب او بفرمان ما مساق و مآل حاجات و آمال ملوك روى زمين گشت و كدام گوهرست شريفتر از عقل كه بوسيلت و ذريعت آن مرد مقبل از درجات مراتب نظراء ترقّى مىگيرد تا بمثابتى رسد كه گفته‌اند :
و لم ار امثال الرّجال تفاوتت * الى المجد حتى عدّ الف بواحد
و فرزند او امير اسفهسلار علاء الدّين ابو بكر رحمه اللّه از آن شجرهء همايون ثمرهء شاخى مثمر بود و در عنفوان شباب باستيعاب انواع آداب و استجماع اسباب تقدّم بر اقران و اتراب قصب سبق ربوده و در مدّتى بىامتداد تلقى تمنى و مراد كه از دوران فلك و حدثان زمانه يافت در خدمت دولت آثار ستوده نموده و در آن اقتدا به پدر خويش امير خراسان داشت و عمر در ظل ملك بسر برد و در اقتفاء رضاء ما ما گذاشت و امروز وارث حقوق جدّ و پدر و قايم مقام ايشان در دولت امير اسفهسلار اجل كبير مؤيّد مظفر منصور عادل مرزبان الشرق ابو الفتح ادام اللّه تأييده است كه در مهاد عاطفت و رأفت رأى ما تربيت يافتست و برضاع اشفاق و اشبال مجلس ما مترشّح شده و از زبان ترجمان دولت ما بسمع خرد و دانش طبعى كلمات اوامر و زواجر