اشتياق پوشيده نماند و اگر هيچگونه در وقت فراغتى و هنگام خلوتى با دل عزيز استشارتى رود دانم كه در تصديق من كهتر اشارت بر چه جمله رود .
از بارى تعالى مؤانستى برحسب مراد مسؤلست و هو عز اسمه ولى انالة الطلبات و اجابة الحاجات بمنه تشريف خطاب شريف كه در صحبت فلان بود و بر هر لطيفهء و دقيقهء نظما و نثرا ثناها گفتهام للّه الحمد كه آن كرم عهد على مرّ الأيام در تزايدست و اعتضاد بدان صفاى و داد و حسن اعتقاد در تضاعف ، از لطف شيمت و صفو مودت كه در اسباب معاد و معاش خويش عتادى و ذخرى و زادى هرچه ستودهتر ميدانم و بدان مستظهرام و مزيد آن را على تعاقب الأيام مترصد و اگرچه خدمتى كه مىنويسم مختصر ظاهرست آنچه اصل معتقدست مختصر نيست و توقع باشد كه بر خاطر عزيز فراموش نمانم و همت همايون ملتفت مىدارد و باوقات فرصت در پيش تخت اعلى خدايگانى سلطانى اعظمى شهنشاهى اعلاه اللّه تجديد ذكر خيرى مىكند و دقايق اجمال المناب بجاى مىآرد و چون ازين ناحيهء سرق ؟ تعلق بديوان اعلى اعلاه اللّه مخصوص گشت مراقبت دقايق مصالح بيشتر فرمايد و ترتيب مهمات مىكند و الأهم المقدم آنست كه با معتمدى از آن من كهتر با سه چهار معروف بىغرض كاردان بديوان اعلى اعلاه اللّه رسد و احوال براستى تقرير كند . هيچ متصرف و گماشته نبايد كه صلاح و مصلحت ديوان و مسلمانان در ضمن آن دقيقه است . بعد ازين قلم مباسطت جارىتر مىبايد داشت و مهمات و ملتمسات لايق اقتراح مىفرمود تا بدان افتخار نموده آيد .
عذر اختصار مقبول باد كه آن را اسباب ذاتى و عرضى و تفصيل آن بتطويل كشد و العذر عند كرام الناس مقبول .
61 - مكتوب آخر
زندگانى دراز باد در عز و دولت تكلف در ذكر اشتياق بعد از وقوف جانبين بر كيفيت حال عقائد تعسف مىدانم و درين مفارقت مديد مدت رنجور دلم . اميد مىدارم كه راه ملاقات بأحسن الوجوه گشاده شود و درين تحيت و خدمت اطنابى