تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
برآنست و مستند فى جميع الأحوال آن باز نگيرد و دقايق مكارم و صنايع كه خاطر و قلم همايون در ترتيب و تلفيق آن خطو وسّاع و يد صناعست بجاى مىآرد و باوقات فرصت كه انتهاز آن كرده باشد در پيش تخت اعلى خدايگانى سلطانى اعظمى شهنشاهى اعلاه اللّه تجديد ذكر عبوديت و صفو طويت برقرار معهود مىكند و نيابتى بواجب مؤثر مبشر بمزيد عواطف آراء عاليه مىدارد و از آن انهاء و اصغاء ذكر تهاون احتراز نمايد چون بر عقب اين خدمتها معتمدان به خدمت خواهند رسيد و ناچار خدمتى مطول بايد نوشتن حالى برين مختصر اقتصار افتاد و ترصّد مقترحات كرده مىآيد تا بدان افتخار نموده شود . قاصد مىبيند كه مستوفزم و در ميان عقيلهء بسيار بسهو و عثرت و اختصار ملامت نبايد فرمود .

60 - مكتوب آخر

زندگانى دراز باد در سموّ دولت و سعادت چون هر عبارت كه از ذكر اشتياق در قلم آيد دل‌پسند نخواهد بود و هر تقرير كه ايراد كرده شود جز غيض من فيض نباشد آن به كه آن تكلف در توقف نهم و بر خويشتن خوانم .
اذا لم تستطع شيأ ف‌عه * و جاوزه الى ما تستطيع
چون فرمان اعلى خدايگانى سلطانى اعظمى شهنشاهى اعلاه اللّه تجديد ذكر عبوديت و صفو طويت برقرار معهود مىكند كه بحقيقت حيات را قوامى داد و سعادت عام را كه خواهد بود بنياد نهاد بكمترين بندگان دولت قاهره ثبتها اللّه رسيد و از غايت التذاذ و استبشار بدان سعادت كه ناگاه ظاهر شد چنان گشتم كه از خويشتن و از هرچه در دنياست فراموشم گشت و ساعتى ديگر كالمغشى عليه مانده بودم خصوصا در آن لحظه كه نظر مبارك بر توقيع اعلى اعلاه اللّه افتاد و ذكر رنج و شغل قضا و مرسوم آن فرموده شده بود خود نمىدانم روح را چه ارتياح و دل را چه فرح و نشاط و قوت حاصل آمد ، عبارت ازين معنى هم ناممكنست بدعا و صدقه و استدامت دولت و بسطت عرصهء مملكت مشغول بودن بهترين كارها مىدانم و بدان مشغولم ، اما تعجب