تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
و ايجاز معنيست و در هر عهدى و در ميان هر فرقتى و امتى معانى سخن را بلغتى و عبارتى ديگر كسوتى و حليتى بوده است كه اصحاب فطنت و ارباب حكمت و شناسندگان مقاطع الفاظ و مبانى و بينندگان اسرار دقايق معانى سخن بر آن منهاج مىرانده‌اند و بر آن منوال مىساخته و علوم حكمى و تجاربى و هندسى و لطايف مستنبطات و حقايق مؤلفات در آن معرض و لباس جلوه مىكرده چون لغت عبرى و سريانى و پهلوى تا بايام طلوع آفتاب دين عربى و ظهور اعلام شرع محمدى عليه السلام كه جملگى لغات و نظامات عجم و متقدمان اصناف امم بدان منطوى و منسوخ گشت و قرآن مجيد كلام رب العزة رافع لواء دولت عربى و باسط بساط جلالت و رتبت آن آمد و مكاتبات و مراسلات بلغت تازى ساير و صادر بود تا بدين ايام مملكت سامانيان و ديلميان و صفاريان كه بتدريج پارسى نوشتن گرفتند و بر درگاه ملوك بازار زبان درى نفاق يافت و مناشير و عهود و رسالات بدين عبارت روان گشت و با آنكه اين قاعده ممهد شد و اين رسم و آئين مطرّد چون سلاطين و ملوك را در خدمات و مطالعات كه بدار الخلافه برميداشتند و بملوك عرب مىنوشتند از تحرير تازى چاره نبود هركس از طلبهء علم انشاء دست بشعبهء از شجرهء لغت عربى مىزدند و باستفادت از دانندگان آن علم شريف رغبتى مىنمودند تا بدين سبب آن اسم و رسم برجاى بماندست و ميان متحليان بحليت آن حرفت و متأملان آن معرفت ازين جهت عزيز مىبوده ، و مرا كه در عهد صبى انديشهء طلب اين صناعت و تدبير تحصيل آلات و ادوات آن بدل راه يافت سبب آن بود كه از مشايخ علما و قدما مىشنودم كه جدّى از آن من دبير شمس المعالى قابوس بن وشمگير بوده است و جزوى چند از رسايل تازى كه در آن خدمت نوشته بودست بدست من افتاد و مطالعت آن باعث آمد بر بحث از آن علم شريف و صنعت عزيز و بر عزيمت اشتغال بدان صنعت و اتسام بدان سمت در شهور سنهء ست عشر و خمسمايه به حضرت مرو كه دار الملك خداوند عالم سلطان اعظم خدايگان عرب و عجم خلد اللّه ملكه است رسيدم و بعد از آنكه سفر غزنين كرده بودم و اكابر فضلا و كبار آن حضرت را ديده و بدالت حق صحبتى و ممالحتى كه پدرم را با خواجهء