خداوند باز يافته آيد و آن كلمه كه نوشتست از معنى ماتم داشتن بر كار گرفته شود و بواجب خويشتن بار دهيم و كلى دل بر آن نهيم و قطع علايق را كه من خادم را هنوز از آن نجات نداده است و هرچند كه مىكوشم تا برهم هنوز در دامم ترتيب كرده آيد و چون از همت خداوندى مدد يافتم بىشك بدين مراد رسم چه هميشه حصول مقاصد خويش دينى و دنياوى از نتايج همت آن خداوند دانستهام و سه چهار سالست تا در انديشهء سفر حجاز مىباشم و غرض از آن انقطاعست عوايق و علايق را ، اميد مىدارم كه امسال راست آيد و استعانت در مهيا شدن اسباب آن بفضل ايزد تعالى و همت همايون آن خداوند مىكنم و استمداد از آنجاست فحسب ، ترسانم از ابرام كه سخن باطناب مىانجامد و هنوز آنچه دل مىخواهد كلمهء در قلم نيامدست چون چنين است هم تخفيف به .
بسمع خداوندى رسيده باشد كه وفات هفت فرزندم بر عقب يكديگر چگونه بود ، خداوند وارث اعمار باد و درين سالى پنج سه فرزندم دو پسر و يكى دختر كه خداوندى عز و جل باز دادست بدايگى ايشان مشغولم حال اينست ديگر بدين قياس مىفرمايد ، ديگر حدّ حطام دنياوى خود نشايد كرد كه كتابى چند بنشابور كه مانده بود در مدرسهء صندلى نهاده بودم كه آن موضع بسلامتتر دانستم درين ماهى دو آن نيز در تعصب فريقين در نهب و غارت افتاد و فراغتى بيكبارگى پديد آمد .
از خداى تعالى مأمولست و از قضاء او منتظر كه ما را بر عقب اين رنجها و انديشها بديدار مبارك خداوندى آسايشى و راحتى دهد تا اين همه گذشتها فراموش كنم و دست در فتراك آن دولت زنم بتوفيق اللّه و عونه .
پسر او محتشم فلان احوال گويد از وى التماس كرده شدست تا باملاء خداوندى آنچه از تفسير و بدايع و غرايب و همچنين از حكم و ادعيه ميسر شود بنويسد و از اشعار توهم تا بدان سلوتى باشد الى ان اسعد بخدمته و استبشر بالنظر الى طلعته و اللّه تعالى ولى التوفيق .
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني
ص١٦٠