تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
عرض‌كنندهء اين خدمت فلان كه از مشاهير بيوتات خراسانست و نسب و حسب او در اشتهار از تعيين و بيان استغنا دارد حال حسب اذكى من المسك و حال نسب اظهر من الشمس و الجواد عينه فراره درين عزيمت نهضت بدان حضرت كرد تا بجانب عراق رود بمدد و شفقت و عنايت خداوندى توقعست كه ظن او بوفا پيوندد و از آن عواطف كه خاص و عام بدان مشمولند بهرهء يابد تا ذكر جميل منتشر گردد و ثواب مدّخر شود و من خادم بمنت آنچه در حق او رود و تقديم افتد مخصوص باشم چه با آن بزرگ‌زاده حقوق بسيار ميانست و بسيار جهد كرده شد تا مگر تأخير مىكند كه من خادم را همه عزيمت بدان صوب مىباشد مبادرت مصلحت ديد و بر چنان سفر مبارك كه در انديشه دارد اعتراض محال نگارد ، بدين انبساط معذور فرمايد و خدمتى كه باشد نمايد تا تمام كرده مىآيد .

55 - مكتوب آخر

زندگانى مجلس سامى دراز باد در دولت ، حال اشتياق شرح دادن و طريق تكلفى كه معتاد اهل عصرست وفاقا او نفاقا باز گشادن بعد ما كه دلها را در مرآة مصافات يكديگر نظرست و ارواح را در مشكات معرفت ازل مشاهده حاصل اتخاذ ننمايد و از مذهب صفاى و داد بر آن اعتراضى واجب آيد فى الجمله بغايت مشتاقم بديدار مبارك و هيچ حسرت از روزگار زيادت ازين نيست كه اين بقيت عمر مختصر در مفارقت چنان دوستى بزرگوار مىبايد گذاشت و چشم انتظار بر انجاز مواعيد عرقوب كه بهر وقت مىنويسد مىبايد داشت ايزد تعالى سببى ساخته كناد ملاقات را كه در روح و ظل آن ازين جحيم مفارقت خلاصى و آسايشى باشد و نسيم نعيم آن لبهاى تافتهء افروخته را ترويحى و اطفاء شعلهء كند آيا اين آرزو ميسر گردد و اين مراد كجا و چگونه دريافته آيد ؟ منىء ان تكن حقا تكن احسن المنى . رأى سامى را نموده مىآيد كه من كهتر از تاريخ اواخر صفر تا اكنون كه منتصف ربيع الآخر است در عارضهء منذر بوده است