تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
حاشى المجلس السامى و از دو گونه علت متضاد در هم آمده بود تا امروز كه يك هفته است از اقبال صحت و ظهور مخايل شفا و راحت و اين اول نوشته است كه بقلم مضطرب و دست مرتعش خويش درين مدت محرر مىشود و استرواح در ميان عارضه بمطالعهء خطاب شريف دانسته‌ام كه من كهتر را بدان تشريف داده بود مقرون بانعام روغن بنفشه ، خدمت كرده‌ام و در نشر محامد افزوده و سبب تأخير در اصدار جواب آن بود تا مگر خدمتى كه نوشته آيد بخطى ديگر كه آسيبى بدان خاطر بزرگوار رسد و درين نوبت باضطرار طريق اختصار مىبايد سپرد تا ملامت نكند و بر طريقى و نوعى ديگر كه نشايد بود ننهند و طمع مىدارم كه وقت فرصت ذكر اخلاص من خادم در حضرت مجلس عالى خداوندى يمين الدولة و الدينى شاه مازندرانى دام عاليا تازه مىدارد و خدمت و دعا مىرساند و شرايط كرم و عهد بجاى مىآورد و عذر خدمت مفرد نانوشتن تخفيف را و بر خدمت و ثنا كه در خلاء و ملا گفته مىآيد اقتصار كردن تمهيد كند و همچنين تحيت و سلام بجملگى بزرگان و مخدومان كه در آن خدمت مبارك حاضر باشند فرمايد رسانيدن خصوصا امير حاجب فلان و چندانكه در عبارت آيد از آرزومندى تقرير كند دانم كه از حادثهء فلان بر خاطر شريف چه رنج باشد كه بغتة و بىمقدمه واقعهء بود و آن رنج وراء همه باشد كه مهترى و دوستى چنان عزيز را چنين حادثه افتد و دوستان مخلص در ازالت آن هيچ سعى نتوانند كرد منجح .
اليس عظيما ان تلم ملمة * و ليس علينا فى الحقوق معول
با آنكه در ناتوانى جهدى مىكنم و نوشتها فرستاده‌ام به خط خويش اما مىدانسته‌ام كه آن را بس اثرى نتواند بود بسبب آنكه عرض‌كنندهء مشفق نمىشناخته‌ام اكنون مىشنوم كه حادثه بپايان كشيد اللهم حقق . ترصد مطالعات كريم مشتمل بر اعلام و استعلام احوال و ذكر اوامر و نواهى كرده مىآيد تا بدان افتخار نموده مىشود .

56 - مكتوب آخر

زندگانى خداوند منعم مكرم دراز باد در دولت و من خادم مشتاق خدمت آن
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 158 | علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني / محمد قزوينى و عباس اقبال آشتيانى