تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
سزد از مكارم مجلس سامى كه در تفحص و استراد آن مبالغت فرمايد و شفقت بواجب نمايد و آن سعى جميل را موجب و مقتضى ثنا و ثواب داند ان شاء اللّه وحده .

53 - مكتوب آخر

زندگانى دراز باد كارها در سلك مراد منتظم ، بعد ازين حال اشتياق شرح نخواهم داد و تتبع آن تكلف نخواهم كرد كه قصه و غصهء آن دراز گشت و از حد گذشت اما در تعجبم ازين تقارب و تباعد كه از جانبين بتن و دل حاصلست و ازين تهاون و تقاعد كه در تدبير نظم شمل و ترتيب اسباب التقا و استمتاع به اجتماع مىباشد بدان ماند كه اوميد و نويد عمر نوح يافته‌ام و منشور خلاص مما لا مناص عنه خوانده تا مىانديشم كه اگر يكچند در مفارقت و مباعدت بگذرد موافقت و مساعدت از روزگار آيندهء پاينده ميسر خواهد بود هيهات هيهات عمر عزيز گذشت و فلك ايام آن مناقشت و تدنيق بر ما مىشمرد و بفذلك مىرساند و ما در دائره غفلت متمكن نشسته و چشم از نظر در نمودارات معتبرات كه سواكت ناطق‌اند بسته و ذلك هو الخسران المبين اين خدمت منتصف شهر ربيع الأول مىنويسم از حال سلامتى لايق دقت و مناسب روزگار و مدتى مديدست تا از آثار بنان مبارك مجلس سامى محرومم چون مجالست از ميان برخاسته است و از اعداد عاطار بعنقاء مغرب گشته ، مكاتبات بارى از ميان برگرفتن چه معنى دارد و در كدام شريعت مصادقت و مصافات جايز شمرده آيد اين هم از نكد دهرست .

54 - مكتوب آخر

زندگانى مجلس سامى خداوندى منعمى دراز باد در سمو دولت و اقبال و نصرت پيوسته مستخبر احوال مىباشم و بادعيهء صالحه مدد مىفرستم و دوام و ثبات دولت و دوام نظام اقبال مىخواهم و اللّه تعالى ولى الأجابة .