و علىاىحال در معنى عتبه هرگونه توجيهى شود در لفظ آنكه به همين املاى مذكور است استنادا بنسخهء حاضره كه نسخهء بسيار قديمى مصحح مضبوطى است گويا هيچ جاى شكى نباشد و غنية الكتبه با غين معجمه و نون و ياء مثناة تحتانيه چنان كه صاحب مرزباننامه در يكى از دو روايت خود احتمال داده است گويا به كلى بىاساس باشد بخصوص كه اين تسميه با تعليل سابق الذكر مؤلف « باميد آنكه دانندگان اين صناعت الخ » هيچ نميسازد .
در لباب الألباب عوفى ج 1 ص 78 كتابى بنام « عبرات الكتبه » به صاحب ترجمه نسبت داده شده است كه بعقيدهء اين ضعيف بلاشبهه تصحيف همين « عتبة الكتبهء » ما نحن فيه بايد باشد نه كتاب ديگر مستقلى از تأليفات مؤلف بقرينهء آنكه نام كتاب حاضر كه تأليف عمده و مهم اوست بنابرين هيچ در آنجا مذكور نخواهد بود وانگهى تركيب « عبرات الكتبه » به نظر به كلى عارى از معنى ميآيد و هيچ وجه مناسبتى براى آن در تسميهء هيچ كتابى تصور نميتوان كرد ظاهرا .
تا آنجا كه راقم سطور اطلاع دارد ذكرى از اين كتاب حاضر يعنى عتبة الكتبه جز در اين سه موضع :
يكى در مرزباننامه و ديگر در لباب الألباب ( به صورت « عبرات الكتبه » چنان كه گذشت ) و سوم در فهرست نسخ فارسى كتابخانهء خديوى در مصر در هيچ موضع ديگرى مطلقا و اصلا نيامده است نه در كشف الظنون حاجى خليفه و نه در هيچ فهرستى از فهارس كتابخانههاى عمومى و خصوصى اروپا و تركيه و هندوستان و غيرها كه فهرستهاى منظم و مرتب از آنها بدست است و رجوع بدانها براى همه كس ممكن ، و نه هيچكس از مستشرقين را ديده يا شنيدهام كه در هيچ مقالهء يا كتابى بوجه من الوجوه نامى از اين كتاب برده باشند يا اشارهء و تلويحى بدان نموده و گويا اين كتاب نفيس از همان يكى دو قرن بعد از عهد مؤلف ( و ظاهرا از خروج مغول ببعد و در اثر همان طامهء كبرى و داهيهء دهيا ) در نزد جمهور ناس مجهول و از انظار عامهء فضلا محجوب مانده بوده است و منحصر بفرد بودن نسخهء حاضرهء آن خود قرينهء
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار 8
مساهمون: علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني
صپيشگفتار ٨