تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
بسلامت مىگذارد و بدل آن مواهب ايزدى روى مىنمايد و در مستقبل اميد همه مرادها حاصلست و دلايل آن ظاهر و اللّه ولى التيسير ، درين يكچند خدمتها نوشته‌ام و رسم تهنيت سلامت و سعادت و صحت شخص كريم و عزيز بمباركى پيوستن به خدمت درگاه عالى خداوندى پهلوان جهان دام عاليا بجاى آورده همانا رسانيده‌اند و بجواب آن خدمتها الّا تشريف به خط شريف نيافته‌ام و بدان تشريف مفاخرتى هرچه تمامتر دارم ، خداوندى فرموده بود و من خادم مخلص را القاب بيفزوده خدمت كرده‌ام و در دعا افزوده و شادى نموده كه به حمد اللّه و منه مطايبت و ممازحت برقرار است ، هميشه همچنين باد و خدمتكاران مخلص را استسعاد ملازمت خدمت روزى . من خادم را حوادث روزگار نه دل گذاشتست و نه خاطر ، ساليانست تا درين بيت الاحزان مانده‌ام حاشى المجلس نه مونسى دم‌ساز و نه روزگارى سازگار نه سروسامان اقامت و قرار و نه تن و توان تحويل و انتقال و لا كفران للّه تعالى و هو المشكور فى كل حال ، تسلى ندانست كه احوال مخدومان و دوستان اعز انتظار مىدارد و چنان كه مىبايد بر سر كامرانى و شادمانى مىباشد دو بيت حسب حال مخدومان مىيابم .
ابى دهرنا اسعافنا فى نفوسنا * و اسعفنا فى من نحب و نكرم فقلت له نعماك فيهم اتمها * ودع امرنا ان الأهم مقدم
اگرچه آن خداوند را از حوادث آسيبى رسيده است و رنج و زيان بسيار ديده و كشيده اما شكرها واجب است كه او سرمايهء اصل حاصل دارد صحبت و خدمت مخدوم عز نصره و بدين دو سرمايه همه كام دوجهانى توان يافت شكرانهء آن نعمت ازين ضعفاء آشفته مىبايد انديشيد و دست شفقت و كرم بر سر مخلصان خدم مىداشت خصوصا و در حق همه بندگان خداى عز و جل عموما شفقت مىبايد فرمود تا ببركات آن آفات دفع مىگردد و سعادت در هم مىپيوندد . درين وقت كه بشارت وصول رايات عاليهء خداوندى پهلوان جهانى جيوش بگى به ظاهر سابزوار ( كذا ) يافته شد و خبر دادند كه بدين ناحيتك خراب گذرى خواهد بود واجب نمود اين خدمت نوشتن و قاصدى دوانيدن و استعلام حال كردن ، اولا رأى سامى خداوندى را معلوم باد كه سالهاست