پيش ازين رفته بود نرفت و زيادت از غلهء صحرا زيان نيفتاد و در خطهء نسابور مواشى و بهائم آنچه يافتند در حدود شهر و نواحى مىبردند اما از قتل و تنكيل كه در ما تقدّم مىكردند نكردند و چون سعادت قبول حضرت خداوند عالم خلد اللّه ملكه يافتند و شرف مثول در پيش تخت اعلى اعلاه اللّه ايشان را حاصل شد قاعده بدل كردند و تا بمرو رسيدهاند پيوسته خبر مىرسد و مىنويسند كه چگونه مطاوع و متابع فرمان پادشاه اعز اللّه انصاره مىباشند و طريق ترتيب عدل پيش گرفته و اللّه تعالى ولى تمهيد مصالح العباد . غرض ازين مقدمات كه بتصديع مىانجامد آنست تا مجلس سامى ضاعف اللّه سموه در انكفا و انصراف بمباركى بجانب خراسان كه نيازمند شرف حضورست تعجيل فرمايد و جايز ندارد كه كارهاى شرعى و رسمى بيش ازين مختل و مهمل ماند و مسلمانان حيران و سرگردان و شك نيست كه چون اجل امام وجيه الدين به خدمت پيوندد و احوال شرح دهد و مثال اعلى اعلاه اللّه و نوشتهء بزرگان عرض كند بسعادت و مباركى حركت واجب داشته آيد و توقف و تأخير مستنكر شمرده شود و تا ميسر شدن اين مراد باوامر و نواهى اشارت مىفرمايد تا مطاوعت نموده آيد ، ان شاء اللّه تعالى .
23 - مكتوب آخر
زندگانى مجلس دراز باد از مستقر مجلس سامى زيد سموه كه مستقر معالى و مخيم كرمست مىانديشم و اين نظم در خاطر مىآيد :
يا صبا ان جئت ريا * بلدا حلته ريا
بلغى منى تحايا * و الثمى منيا المحيا
و انشرى حال اشتياق * قد طواه الصبر طيا
بتطويل و اطناب مشغول نمىگردم و بتكلف عنان دل مشتاق محترق فراق كشيده دارم تا سخن از حد انجاز درنگذرد و با ابرام نرسد و گمان نبرد كه هرچه قافيه مىيابد در سلك نظم مىبايد كشيد و قصه دراز گردانيد و بزرگوار خطاب مجلس سامى كه در صحبت سعد الرؤسا على صادر شده بود منتصف شوال به من كهتر مخلص رسيد و بيمن وصول از حصول سعادت دوجهانى روى نمود و دل محتمل اعباء انديشهاى