اصغا دارد و چون من بنده بانواع اضطرار كه تفصيل آن بتطويل كشد و از حد ادب و بندگى درگذرد از مبادرت به حضرت جلت كه مطلوب دل و جانست بازماندهام به حكم اين ضرورت ظاهر قلم را نايب قدم ساخته و چنان كه او در نبشتن خدمت سر بر روى كاغذ نهادست من بنده در اقامت رسم بندگى سر بر زمين مىنهم و بدالت انبساطى كه از نتايج سوابق حقوقست مىگويم و املاء خلوص طويت در عبوديت كه سالهاست تا منصب وزارت ملك سلجوقى كه رايتش تا قيامت منصور باد و نهايتش يوم ينفخ فى الصور سر بر عتبهء مبارك خانهء آن خداوند عز نصره كه حرم كرم و كعبهء سيادت و سعادت است داشتست و از سر احتياج و افتقار التجا بدان كمال كه دين و دنيا را بدان ملجأست مىجسته و ترصد شرف قبول كرده و چون تقدير ايزد تعالى در ازل چنان رفته بود كه يكچندى احوال عالم در اختلال افتد و مناظم بانتها ، نوبت عمر سلطان اسلام معز الدنيا و الدين قدس اللّه روحه انحلال پذيرد آن قبول و ملابست موقوف مىماند و اين موازرت و مظاهرت ميسر نمىشد و سرّ آن توقف و تأخير از اوهام و افكار خلق محجوب مىبود تا اكنون كه نوبت اختلال و انحلال گذشت و مدت سپرى گشت و تاج و تخت بفر دولت خداوند عالم سلطان معظم شهنشاه اعظم ركن الدنيا و الدين معز الاسلام و المسلمين اعز اللّه انصاره مزين و مشرف شد و ممالك جهان طراوت و نضارت متقدم باز يافت و باطراز اول رسيد ، مهابت و جلالت اين وزارت مبارك سايهء عدل و زيور احسان و پيرايه و بند آن دولت ثابتاركان و آسمانبنيان آمد و از اين اساس دولت و ملك مجدد بر تواتر ندا بمسامع اولوا الالباب مىرسد و بشارت در بشارت مىپيوندد كه ايزد بر بندگان ببخشود و رحمت فرمود و تباشير صبح فضل او عز و علا روى نمود و جهانرا با انوار امن و سلامت و استقامت بياراست و ظلمت ظلم بيكبارگى برخاست فلله الحمد على آلائه و اليه الرغبة فى ادامة نعمائه انه خير مسؤل و اكرم مأمول تا رسيدن من بندهء مشتاق نيازمند به خدمت بارگاه اعلى اعلاه اللّه از اجل عالم منتجب - الدين تاج الكتاب محمد الترمذى دام تأييده درخواسته شدست تا ذكر بندگى و دعاگوئى و اشتياق به خدمت و عذر تخلف و توقف ضرورتى تازه ميدارد و رسم حسن المناب
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني
ص١٢٦