تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

25 - مكتوب آخر

رأى سامى خداوندى را معلوم باشد كه من خادم در كارها تأمل و توقف گوئى كنم و در هرچه پيش آيد اول قاعدهء اصولى كه بخداوندان و مخدومان تعلق دارد نگاه دارم آنگاه جانب خويش و اوساط الناس ، كه چون جانب مخدوم محفوظ باشد جانب خدم كه تبع باشند خود محفوظ گردد پيش ازين امثلهء عاليهء خداوندى پهلوان جهانى نفذها - اللّه به من مىرسيد كه از معامله هيچ‌چيز بكس ندهند كه عامل ديوان بسر آن كار مىآيد من خادم از طريق اخلاص بىشبهت كه بر آن مجبولم نبشتم و نمودم كه همانا كه در آن تصرف و توقف اوليتر چندانكه به حضرت جلت مرو ترتيب مصالح خداوندى كه مىگويند بدان مشغول‌اند بكنند و از آن فراغتى پديد آيد آنچه حال اقتضا كند توان كردن و فرمودن تا بمحقرى كارهاى معظم مختل نگردد و طاعن را مجال پديد نيايد ، شنودم كه خداوند آن سخن را از حسن اصغا و لطف ارتضا بهرهء تمام فرموده بود و در كسوتى از عبارتى لطيف بسمع مخدوم اعز اللّه انصاره رسانيده كه مقبول و مؤثر آمدست و توقف و تأخير درين كار جزوى بسبب مراقبت و محافظت كارى كلى موافق رأى عالى نموده و سخن چون بغرض مشوب نباشد به محل قبول افتد و عقل كامل مستمع و متقبل آن گردد .

26 - مكتوب آخر

زندگانى خداوند ولى النعم صدر الاسلام و المسلمين ملك الوزراء فى العالمين در دولت و نعمت و تأييد و نصرت باد و ايزد تعالى حافظ و معين بنده كه بوسيلت حقوق و خدمت قديم مستظهر باشد و بصفاء عقيدت در دعاگوئى متوسل ، عجب نباشد اگر در مواقف و مقامات خدم [ قدم ] بر بساط انبساط نهد و مقام و مقال خويش را در بارگاه مخدوم منعم شرف مرتبتى زيادت و حسن استماعى بيشتر از رسم و عادت طمع دارد من بنده از اعداد آن بندگانم كه ايشانرا اين سوابق و وسايل حاصل باشد و بوقت مثول در صف خدم يا عرض اعتقاد بواسطهء قلم اميد كرامت و تقريب و ادناء و مزيت انعام