تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
اين چه بد عهدى و بىوفائى باشد با روزگار يار بودن و از دوستان مخلص بقدم و قلم اعراض نمودن و در كار حوادث كه دمادم و پياپى مىافتد بيفزودن تا لا جرم اين بيتها از غايت غلبهء يأس حسب حال مىنمايد و هر ساعت بر خاطر مىگذرد و در زفان ميآيد
زمان كله غصب و عتب * و انت على و الايام الب و انت و انت دافع كل خطب * مع الخطب الملم على خطب
آن پندارم اين مقدار درين شيوه پسنديده باشد و ازين تحريك و تعريك انتباه و ارعواء حاصل آيد و عن قريب تشريف خطاب شريف كه سبب شفاء عليل و ابلال غليل باشد يافته شد و در مستقبل قصور بدان راه نيابد .
اذا الاحباب فاتهم التلاقى * فلا شى اسر من الكتاب
توقع بكرم مجلس سامى آنست كه از اين عتاب ضجر ننمايد و از آن نظم و فى العتاب حياة بين اقوام برانديشد و بهر وقت نويسد و خدمتى كه باشد نمايد ان شاء اللّه تعالى

20 - مكتوب آخر

زندگانى مجلس رفيع خداوندى دراز باد در علوّ و دولت ، بهر وقت كه من خادم خدمتى نبشتن به حضرت خداوند آغاز كنم دل مشتاق نيازمند در اضطراب آيد و انكارها كند كه چند ازين خداوند را بقلم دردسر دادن ، يك بار قدم در راه بايد نهادن و دل و ديده را به خدمت آن حضرت سيادت و عتبهء سعادت تفرج و روشنائى حاصل كردن و دست احتياج و نياز را در حلقهء دولت و اقبال ابدى زدن و يكچندى مجاور آن كعبهء مكارم و معالى گشتن و ازين عمر كه ضايع مىشود و در شقاوت ميگذرد نصيبى گرفتن و على الخصوص درين موسم عيد كه معتاد است خدمتكاران را به خدمت درگاه خداوندان شتافتن و مراسم تهنيت اقامت كردن ، البته هيچ عذر نبايد نوشت و پيرامن تعلل نشايد گشت و ازين طريق در بايد گذشت و روى به خدمت آورد و عنان دل بدست مراد سپرد و من خادم هرچند ژرفتر درين مىنگرم حق بدست دل مىبينم مرا راه راست مىنمايد و طلب دولت دوجهانى مىفرمايد اما نفرين بر موانع روزگار باد