آيد حكم فرمايد و اشارت كند تا تسليم افتد مسافت نزديك است اما راه سلامت و امن دور الّا كه معتمد خداوند آيد تا درخور وقت خدمتى ترتيب كرده شود و اين تربيت بانعام تمام برداشته آيد و مضاف شود با سوابق نعم ان شاء اللّه تعالى
19 - مكتوب آخر
و ان الكثيب الفرد من جانب الحمى * الى و ان لم آته لحبيب
بر رأى سامى قضوى امامى عميدى بهاء الدينى پوشيده نماند كه دعاء مسطور منقوش بر كاغذ معتبر نباشد و آن تكلفى معتاد و تعسفى متداولست و رواج آن در ميان مترسلان به مجرد اعتياد و كثرت تداولست ، من كهتر بقلم اقامت آن رسم نميكنم اما بدل و جان چندانكه ذكر آن در سطور مكاتبات نويسند مىگويم و از دانندهء اسرار اجابت مىخواهم و اگرچه اين خدمت بر سبيل اختصار محرر مىشود و از سر استعارى صادر مىگردد و از هرچه كتابت آن در اخوانيات معهودست ذكر اشتياق و بيان رنج فراق و شروع در اظهار دل نمود كه از معنى اعلام و استعلام احوال و اخبار عاطل بود تا بابرام و تصديع نينجامد و غبار و صمت تكلف و سمت تعسف بر آن ننشيند چاره نيست از دل پرداختن و كلمهء چند از معاتبت درانداختن كه مدتى دراز گذشت تا تشريف مطالعات شريف و مفاوضات كريم قاصرست و فطام از آن انعام كه غذاى روح بدان باشد جايز داشتست ، در چنين عهدى و روزگارى كه همه نكايت و شكايت است و اگر آن جام جهاننماى كه ذكر آن در افواه باشد بنهند و ژرف در آن نگرند همه حواشى و اطراف كونين خون دل و ديدهء ثقلين بينند كما قيل
فؤاد لم يذب فيه اغتماما * فؤاد صيغ من زبر الحديد
تأمل كند تا اين همه اهمال و اغفال در ملت فتوت و مذهب اريحيت كه مجلس سامى صاحب طريقت و واضع سنت و مبين حقيقت آنست روا توان داشت و چنو مقتدى و متبوع را از خطاب عتاب با اوميد اعتاب در معرض فارغ و خالى توان گذاشت ، آخر