تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
آن مىگريزم خالى نيست همان بهتر كه دعا گويم تا ايزد تعالى استسعاد به خدمت خداوندى كه غايت مقاصد است ميسر گرداند انّه ولى التيسير خطاب خداوندى كه مشتمل بود بر لطايف مكارم چنان كه هميشه از آن جناب كرم و سدّهء سيادت معهود و مألوف بودست خوانده‌ام و شرايط تقبيل و تبجيل اقامت كرده . درين نوبت كه اين محتشم جمال الدين دام تمكينه از بيهق بخانهء كهتر رسيد مجتاز بود و از مجالست و صحبت مغتنم متبرك او كه از حضورش بوى جوى موليان آيد همى نصيبى نيافتم كه چون آتش خواهى در رسيد و آبى بر آتش اشتياق ما زد و خاك در روى اوميد من كهتر پاشيد و همچون باد برگذشت و چنين بازىگرى ازين گردون بلعجب بس غريب نيست و اگرنه چنين بود غريب نمايد و لا يأس من فضل اللّه فى تيسير ما نبتغيه و نترصده و نرتجيه

18 - مكتوب آخر

زندگانى خداوند منعم مجد الملك عز الدين دراز باد مع ساير الألقاب در سموّ و دولت ، معوّلى كه من خادم را بر كرم خداوندست و اضطلاعى كه بر آن مكارم اخلاق و تجارب بسيار كه بروزگار دراز اتفاق افتاده است و از هر تجربه اعتضادى ديگر بدان مكارم و مآثر مىافزوده و تصور حال اشتغال خداوند بمصالح دين و دولت حاملند و باعث بر آنكه خدمتى كمتر نويسم و دردسر بسيار ندهم و بر آن اقتصار كنم كه همواره تنسم اخبار كرده مىشود و بدعاء خير كه از سر صفا و اخلاص رود مدد بر مدد فرستاده شود و يقين دانسته‌ام كه اگرچه در جهان طوفان شدايد و محن است آن خداوند در سفينهء سينهء نورانى خويش باشد و با اشراق آن نور رأى متين و عقيدت روشن انجلاء ظلمت نوائب از كافهء خلايق اوميد توان داشت ، درين اوميد روزگار شايد گذاشت و عن قريب از كشف قناع پديد آيد و بميامن آن انوار عزايم و آراء منير آنچه مأمول و مطلوب خلقست روى نمايد و ما ذلك على اللّه بعزيز عذر من خادم در خدمت نانبشتن اينست كه تقرير افتاد و الله على ما اقول شهيد ، بزرگوار خطاب خداوندى درين روزها بخادم رسيد و هرچند مطلعى درخور
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 115 | علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني / محمد قزوينى و عباس اقبال آشتيانى