تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
كبرى كه درين وقت افتاد نه آنست كه از كيفيت و طاة وقعت آن خبر توان داد ، جراحتى را كه از آن حاصلست هرگز طمع اندمال توان داشت ، جرى الوادى فطمّ على القرى ، اگرنه خطاب شريف بهاء الدين اين رمقى را كه [ از ] متالف و مخاوف جستست و نميدانم كه از بهر كدام درد و غم ديگر خويشتن را در دزيدست فريادرسى كه بمطالعت آن كلمات كه كرامات دم مستحارست سلوتى يافت و در تن خستهء آزردهء ضعيف‌تر از نسج عنكبوت آرامى گرفت عاريتى ، همانا اينقدر كه ماندست از من كهتر نماندستى و صحبت از احيا منقطع گشتستى ، پس اين نامهء نام‌دار را كه آن مجلس فرمودست و نام ترسّل كه درين عهد مدروس شده بود بدان احيا كرده بر من منت جانست و اوميد مىدارم كه درين حيات مستطرف و عمر مستأنف سعادت مجالست آن مجلس باز يابم و اين بقيت عمر ذابل را تنضرى و تطريهء كنم . مبادا كه از كرم مأمول و طبع بر عاطفهء مجبول در استبقاء اين اندك ذمائى كه هست تأخير جايز دارد و انجاز موعودى كه بر قلم مبارك راندست از تحويل بدينطرف بتعجيل مبذول نفرمايد ، بنعمة اللّه تعالى و به حق الممالحة و هى اليه صدرت عن صدق نية كه طاقت بيشتر نميدارم و خويشتن را نيز در معرض افتضاح نمىتوانم نهاد بتحرير بيش ازين وساوس و هذيانات ، معوّلست بر آن كرم اخلاق كه دامن عفو برين خطيات و زلات پوشاند چون حال ميداند .
لو ان على الافلاك ما فى قلوبنا * تهافتت الافلاك من كل جانب
و اللّه مشكور على كل حال

17 - مكتوب آخر

زندگانى دراز باد ، من كهتر مخلص با آنكه در معرض آنم كه تفاريق معانى را در سخن عبارتى پوشانم و آنچه معتقد و مضمر باشد بنوعى از بيان و تقرير كه بافهام نزديكتر افتد ظاهر و روشن گردانم اشتياقى را كه به خدمت مجلس رفيع دارم به هيچ عبارتى شرح نتوانم داد و بعجز از تقرير آن معترفم و شروع در چنين انواع از تكلفى و تعسفى خالى نتواند بود و اين معنى از طرايق اخلاص و اتحاد و صفا و اعتقاد نيك بعيد نمايد و لايق مصافات و مخالصت نيايد ، چون افتادم بدين كلمات كه از شائبهء تكلفى كه از
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 114 | علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني / محمد قزوينى و عباس اقبال آشتيانى