كرم سيادت معهودست ، و اگر حكايت اويس قرنى پيوند آن گرداند بىشك مؤثر آيد .
معروفست كه اويس قرنى در عهد مصطفى صلى اللّه عليه بيمن مىنشست و از ايمان و اسلام درجهء اولياء داشت و بهر وقت كه از جانب يمن فوجى از مسلمانان به خدمت و ديدار صاحب شريعت عليه السلام آمدندى صحابه انتظار مىكردندى كه مگر اويس قرنى نيز آمده باشد . چون اتفاق يمن افتاد از مصطفى صلى اللّه عليه و السلام پرسيدند كه اويس نمىآيد با چنان نور ايمان كه در دل اوست جواب داد عليه السلام كه او را مادرى پير هست از خدمت او به زيارت ما نمىتواند رسيد ، معذور است . راى سامى در تقرير اين حكايت و شرح لطايف دقايق مسلمانى كه درين است مؤيد و موفق و ملهم باد تا ثوابى بزرگ مدّخر گردد .
5 - رشيد وطواط نويسد معارضهء نامهء كه محمد بن ارسلان نوشته است ببعضى از بزرگان « 1 »
اناف على المجد عبد الحميد * فيخدمه الحر مثل العبيد
ذراه غدا كعبة للورى * تزار و تعنى بها من بعيد
اجاد اصطناع الكرام الأنام * فطوّق من منه كلّ جيد
و حان العلاء فجاز السما * لواء علاه فهل من مزيد
اجدّك عبد الحميد اغتدى * وقاية نفسك فضل المجيد
اخاف عليك بنات النساء * من الدهر ابواب باس شديد
و خصك بعد خطوب مضت * بجد سعيد و عز جديد
ولاءك معتقدى خالصا * و عالم سر البرايا شهيدى
و لست بقاطع حبل الولاء * و ان اورد السّيف حبل الوريد
بقيت مدى الدهر فى عزّة * يهون لديها بسيط الصعيد
و متعت رغما لأنف العدى * بعمر مديد و عيش رغيد
هامش
( 1 ) - از عنوان اين نامه صريحا برميآيد كه آن از رشيد الدين وطواط است نه از منتجب الدين اتابك جوينى كه على القاعده اين مجموعه بايستى فقط مشتمل بر منشآت او باشد .
باحتمال قوى كاتبى اين نامه را كه از رشيد وطواط است ندانسته در آن مجموعه گنجانيده .