تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
ص 471 ، س 14 - تكلتو : بر وزن سمن‌بو نمد زين ، و آن را خوگير نيز گويند . . . و به مجاز ريشى كه به اختلاط سبل دراز شده باشد . ( آنندراج ) . ص 471 ، س 15 - غازه و سفيداج : غازه به معنى گلگونه و سرخاب و سفيداج ( اسفيداج ) گردى است سفيد كه زنان بر روى خود مىمالند . ( فرهنگ فارسى ) . ص 479 ، س 20 - سليمان ميرزا ولد سلطان على ميرزا : سليمان ميرزا فرزند سلطان حيدر و برادر شاه اسماعيل است و اينكه در صفحهء بعد نيز شاه اسماعيل عموى سليمان - ميرزا ذكر شده از اشتباهات مؤلف است . مخالفت سليمان ميرزا با شاه اسماعيل و كشته شدن وى در تبريز به قول احسن التواريخ در زمستان سال 919 اتفاق افتاده است . ص 483 ، س 11 - موضوع وضع كردن : ظاهرا به معنى ابتكار عمل نشان دادن است . ص 484 ، س 1 - قرقره : معنى اين لغت در فرهنگها به دست نيامد و ظاهرا كلمه‌اى است تركى به مفهوم تاج مخصوص پادشاهان تركستان . ص 487 ، س 19 - كاسه باز : كاسه بازى نوعى بازى از عالم شيشه بازى و شعبده‌گرى و مجازا كاسه‌باز به معنى حيله‌گر و مكار است . ( ر ك : لغت‌نامهء دهخدا ) . ص 489 ، س 19 - هفت‌جوش : فلزى مركب از آهن و انتيمون و سرب و طلا و روى و مس و نقره . ( فرهنگ نفيسى ) . ص 496 ، س 21 - مردم رباى تير و خدنگ : صفتى دور از ذهن و نارساست به اين معنى كه در روز هيجا و نبرد به تير و خدنگ مردم ( جنگاوران ) را مىربايد و نابود مىكند . ص 499 ، س 6 - بارخانه : محصولات محلى . مجموع هدايا و پيشكشهائى از قبيل پارچه - هاى نفيس ، ظروف مرصع ، پول نقد ، اسبان اصيل ، غلامان و كنيزان خوب‌روى كه از شهرى به شهرى مىفرستادند . ( ر ك : سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 40 ، و زندگانى شاه عباس اول ، ج 2 ، ص 398 ) . ص 501 ، س 14 - خادم الحرمين الشريفين : پس از فتح مصر جزو القاب سلاطين عثمانى معمول گرديد . ( احسن التواريخ فريد بيگ ، ص 64 ) . مقصود از حرمين شريفين مكهء مكرمه و مدينهء طيبه است . ص 501 ، س آخر - قيلوغه : اين كلمه در فرهنگ‌ها ضبط نشده و ظاهرا لغتى است تركى و به معنى نوعى سياست و عقوبت و شايد هم رديف مثله . ص 502 ، س 16 و 17 - و چون خبر . . . بود رسيد : اين جمله از نظر معنى زايد است و بايد از متن حذف شود و كلمهء آخر سطر 15 با يك واو عطف به بقيهء سطر 17 ربط داده شود يعنى : سان لشكر بگيرند و مصلحت با امرا ديده . . .