تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
ص 335 ، س 13 - سيورسات : ( تركى ) به معنى خواربار و زاد و علوفه كه از روستاهاى سر راه براى عبور لشكر يا موكب خان گرد آورند ، زاد و توشه . ( فرهنگ فارسى ) . ص 337 ، س 7 - ضعيف نالى : از ضعف و زبونى ناليدن . اظهار عجز و بيچارگى كردن . ص 338 ، س 3 - پل كربى : نام پل سنگىاى بوده كه در سرحد بين عراق و خراسان قرار داشته . ( جهانگشاى نادرى ، ص 483 ) . پل كربى خاك سمنان را از بلوك خوار تهران جدا مىكند . ( همان كتاب به نقل از مطلع الشمس ) . ص 338 ، س 13 - غور : غور يا غورستان ناحيه‌ايست كوهستانى واقع در افغانستان در جنوب غزنين و مشرق و جنوب غرجستان . ( فرهنگ فارسى ) . ص 340 ، س 21 - سيورغالات : جمع سيورغال است و در تعليقات مربوط به صفحهء 85 اين كتاب معنى شده است . ص 343 ، س 20 - كوچ و بنه : كوچ : از منزلى به منزلى نقل كردن با ايل و اهل و عيال و اسباب خانه . ( آنندراج ) . بنه : بار و اسباب و رخوت خانه ، اثاث البيت ، مال و دارائى . . . ( فرهنگ فارسى ) . ص 347 ، س 3 - سركار فيض آثار : ظاهرا عنوان سازمان توليت آستان قدس رضوى است . ( ر ك : سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 147 ) . ص 347 ، س آخر - غوره دواب : چهارپايان و حيوانات باركش خردسال . ص 356 ، س 16 - انتهاز : معانى زيادى دارد و معنى مناسب آن در اينجا « غنيمت شمردن » است . ص 359 ، س 2 - اسب جلوى از كتل‌ها : « جلو » مأخوذ از تركى و كنايه از اسب كتل ( كوتل ) است و كتل به معنى اسب جنيبت كه پيش پيش سوارى ملوك و امرا برند . ص 361 ، س 8 - آوازه : اين كلمه در صفحهء 364 نيز به كار رفته و به معنى شايعه است و اين معنى در فرهنگهاى مورد مراجعه ضبط نشده است . ص 362 ، س 16 - عنوان طغيان سلطان ابراهيم ميرزا از قول ايلچى شاه اسماعيل با مضمون لشكركشى سلطان سليم به آذربايجان كه در صفحهء پيش شرح داده شده است سازگار نيست . به طورى كه در صفحهء بعد نيز مشاهده مىشود ، جاسوس شاهى بيگ خان هم همان مضمون نامهء ساختگى شاه اسماعيل را مبنى بر تسلط سلطان سليم به آذربايجان به عرض شاهى بيگ خان مىرساند . در عين حال موضوع عنوان اختلال و اغتشاش در آذربايجان مناسب‌تر مىنمايد تا موضوع لشكركشى سلطان سليم به آذربايجان و تصرف تبريز از طرف وى . در احسن التواريخ و حبيب السير به هيچ يك از دو موضوع مورد بحث اشاره نشده و بدون ذكر