تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
بهم ريختن و فتنه و آشوب به پا كردن . ص 261 ، س 11 - شانه‌بين : فال‌گير و اين فال مخصوص به شانهء استخوان بز باشد و اين عمل را شانه‌بينى گويند . . . ( آنندراج ) . ص 262 ، س 5 - ترجمان : نيازى را گويند كه پس از ارتكاب جرم گذراند . ( فرهنگ فارسى ) . اين كلمه در صفحات 416 و 426 نيز به كار رفته ولى در صفحهء 619 معنى متفاوتى دارد . ص 265 ، س 21 - قتل محمد حسين ميرزا : رجوع شود به تعليقات مربوط به صفحهء 315 . ص 267 ، س 12 - قتل محمد مؤمن ميرزا : محمد مؤمن ميرزا در روز چهارشنبه غره رمضان سنهء 902 اسير سرپنجهء عم خود مظفر حسين ميرزا شده شهيد گشته است و در اين اوقات اين ابيات بديهته از نتايج طبع وقادش سر زده :
منم كز ضرب تيغم بيشه خالى از غضنفر شد * ملك يارى نكرد اى دوستان دشمن مظفر شد . . .
( مجالس النفائس ، ص 175 ) . ص 269 ، س 8 - دود ناخوش از دماغ كسى متصاعد گرديدن : كنايه از ناراحتى و عصبانيت اوست . ص 270 ، س 9 - مراجعت نموده [ آنچه شنيده بود ] عرض نمود . ص 271 ، س 16 - سبزار : مخفف اسف‌زار و نام بلده‌اى است قريب به هرات و فراه . ( آنندراج ) . ص 277 ، س 8 - به خدمت سلطان آمده [ آنچه گذشته بود ] عرض نمودند . ص 280 ، س 2 - كوچ‌خانه : مفهوم مركز اسباب و لوازم سفر و اهل و عيال سپاهيان به هنگام رحلت و مسافرت را دارد . ص 280 ، س 11 - زمين داور : نام قديم ايالتى است در افغانستان كه امروز قندهار ناميده مىشود و آن درهء پهناورى است كه وقتى رود هيرمند در آن جريان داشته و جغرافيا نويسان عرب اين اسم را به تمام اين ولايت اطلاق كرده‌اند . ( فرهنگ فارسى ) . ص 288 ، س 1 - ابو الغازى سلطان حسين ميرزا بن سلطان منصور بن بايقرا بن ميرانشاه ابن تيمور در محرم 842 در هرات متولد شده و در رمضان 872 به تخت سلطنت نشسته و در ذيحجهء 911 وفات يافته است . در اواخر عمر مبتلى به رماتيسم و زمينگير بوده ( از سعدى تا جامى ، ذيل ص 546 ) .