ص 170 ، س 10 - امير شكارباشى ميرشكارباشى : صاحب اين مقام كار شكار شاه را اداره مىكرد و عنوان قوشچىباشى هم داشت . بيش از هزار نفر زير دست او به كار تهيهء اسباب و ادوات شكار و تربيت بازان و يوزان و سگان شكارى شاه مشغول بودند ( همان كتاب ، ص 405 ) .
ص 170 ، س 11 - يساولى صحبت : يساولان صحبت از ميان پسران نجيبزادهترين امرا برگزيده مىشدند و تعداد آنها بيش از هشت يا نه تن نبود . يساولان صحبت وظيفهء آجودانهاى امروزى را انجام مىدادند . ( ر ك : همان كتاب و به سازمان ادارى حكومت صفوى ) .
ص 170 ، س 11 - بيگلربيگى : بيگلر بيگيان حكامى بودند كه از مركز تعيين مىگشتند اما گاه در موارد بخصوص اين سمت موروثى بوده ( سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 78 ) .
ص 170 ، س 15 - قورچىباشى : از لحاظ مقام و نفوذ پس از وزير اعظم قرار داشت . . .
قورچىباشى در واقع به منزلهء وزير جنگ به شمار مىرفت و لقب و عنوان معمولى او امير الامرا بود . ( سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 85 ) .
ص 174 ، س 6 - كسيب : لغتى است تركى به معنى غنيمت ، مال غارتى ، آنچه از خصم به - دست آيد . ( جهانگشاى نادرى ، ص 787 ) .
ص 176 ، س 18 - از زمان عباس تا حال : پيش از نام عباس كلمهء « بنى » يا « آل » از قلم افتاده است و مقصود آغاز تاريخ خلافت بنى عباس ( آل عباس ) است كه از سال 132 هجرى شروع شده است .
ص 179 ، س 3 - توشمال و كائيد : معنى كائيد در مآخذ به دست نيامد ولى در آنندراج توشمال بر وزن گوشمال لغت فارسى شناخته شده و به معنى خوانسالار و ركابدار آمده است .
در سازمان ادارى حكومت صفوى ( ص 28 ) توشمال لغت مغولى است به معنى شخص مورد اعتماد يا صاحب مقام و مأمورى كه غذا را مىچشيد و از معتمدين خاص بود .
ص 179 ، س 7 و 8 - سوى : معنى مناسبى براى اين كلمه در فرهنگها ذكر نشده ، ظاهرا در اين كتاب به معنى نژاد و طايفه به كار رفته است .
ص 189 ، س 7 - خلفا : اصطلاح خلفا در دوران صفويه بسيار معمول بود و اختصارى است از خليفة الخلفا . ( سازمان ادارى . . . ص 104 ) .
ص 190 ، س 4 - دارائى : مترادف منصب ايالت و حكومت است . در احسن التواريخ ( ص 11 ) چنين آمده است « درين سال منصور بيگ پرناك از ايالت فارس معزول شد و دارائى آنجا به نور على بيگ تعلق گرفت » .
ص 192 ، س 9 - مهردارى : شغلى ارجمند بود و مهردار يا وزير مهر هميشه در مجلس
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 639
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٦٣٩