تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
مناسبى ندارد و شايد كلمه‌اى ساقط است . ص 228 ، س 13 - گفت كه امروز گفت كه [ اگر ] امروز . ص 229 ، س 13 - از جاى درآمدن : به معنى از جاى برخاستن به كار رفته است . ص 231 ، س آخر - در خاكستر نشستن : كنايه از عزادار بودن و ماتم داشتن است . ص 234 ، س 5 - لا علاج شده كه جوان هجده ساله‌اى چون از پاى درآورده : عبارت نارساست و مطلب اين است كه سلطان از روى تأسف با خود مىگويد كه چرا از روى اجبار حكم قتل فرزندم را صادر كرده بودم در حالى كه اكنون جوان هجده ساله‌اى شده است . ص 234 ، س 12 - چون بيست و پنج ساله شد [ به سلطان بايزيد ] عرض نمودند كه . ص 235 ، س 15 - دست بغل شدن : كشتى گرفتن ، زورآزمائى كردن . ( و مقصود از حضرت شيخ در اين سطر شاه اسماعيل است ) . ص 238 ، س 11 - دوشاخه : يكى از آلات شكنجه ، و آن چوبى است داراى دو شعبه كه آن را بر گردن مجرمان گذارند . ( فرهنگ فارسى ) . ص 239 ، س 8 - خمرهء اطوكشى : خمره‌اى بوده در قديم كه با آتش كردن در زير آن پارچه و لباس را اتو مىكرده‌اند . ( ر ك : اتو و اتوكشى در لغتنامهء دهخدا ) . ص 243 ، س 20 - چاووش : تركى است . كسى كه نامه و عريضه و پيغام پادشاهى را به پادشاه بزرگترى مىبرده و رتبهء او پائين‌تر از مرتبهء ايلچى مىبوده است . ص 243 ، س آخر - سلطان سليمان : مقصود سلطان سليمان قانونى پسر سلطان سليم اول است كه پس از مرگ پدر در 15 شوال 926 به تخت سلطنت نشست . ص 244 ، س 20 - لچك : ( تركى ) چارقد كوچك مثلث شكل كه زنان و كودكان با آن سر خود را پوشند . ( فرهنگ فارسى ) . ص 245 ، س 18 - اشتلم : زور ، تعدى ، لاف پهلوانى . معنى مناسب آن در اين جمله تندى و خشونت است . ص 252 ، س 9 - بابر ميرزا : ظهير الدين محمد بابر بن عمر شيخ بن ابو سعيد بن محمد ابن ميران شاه بن تيمور گوركانى ، مؤسس سلسلهء سلاطين تيمورى هند كه به سال 937 وفات يافته در اين كتاب به نام بابر پادشاه خوانده شده است . ص 254 ، س 14 - قيه زدن : در لغتنامهء دهخدا ذيل قيه كشيدن چنين آمده است : « آوازى خاص كه در جشن عروسى و غيره كشند و بيشتر اكراد و الوار و روستائيان . جيغ كشيدن به هنگام جشن » . ص 257 ، س 15 - و الا كارى كارى نخواهم گذاشت كارى را كارى نگذاشتن : همه را
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 641 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب