تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
شاه نرديك وى مىنشسته است ( ر ك : زندگانى شاه عباس ، ج 2 ، ص 410 ) . ص 196 ، س 19 - حكايت : به معنى حال و احوال آمده است و اين معنى در فرهنگها ديده نشد . ص 196 ، س آخر - جلو : مأخوذ از تركى جيلاو به معنى لگام اسب . ( لغتنامهء دهخدا ) . ص 203 ، س آخر - زبان بريده : نفرينى عاميانه است در مورد كسى كه حرف نابجا گفته باشد . ص 206 ، س 6 - هاى و هوى بلند گرديده و بىخبر از خواب جسته : عبارت سست و ناقص است : هاى و هوى بلند گرديده و [ سپاه قزلباش ] بى خبر از جاى جسته . ص 210 ، س 1 - پالهنگ : ريسمانى كه بر يك جانب لگام اسب بندند و همان اسب يا اسب كوتل را بدان بكشند و يا در روز جنگ دشمن را بدان بندند . ( فرهنگ فارسى ) . پالهنگ در گردن كسى گذاشتن : ريسمان به گردن كسى بستن و يوغ به گردن او انداختن است . ص 210 ، س 3 - به تحقيق دانسته بدانيد كه تا مادام كه شما را به دست درنياورم : در اين جمله سه جا حشو زايد ديده مىشود ( به تحقيق بدانيد تا مادام كه شما را به دست نياورم ) . ص 211 ، س 21 - ساروقبلان : در تاريخ جهان آرا نام وى قاسم ذكر شده و نوشته است او را به مناسبت تهور و شجاعتى كه داشت ساروقبلان گفتندى . اين مطلب عينا در حبيب - السير نيز ديده مىشود با اين تفاوت كه به جاى « ب » در قبلان « ى » ضبط شده است ، با توجه به اينكه برادر اين شخص سارو اسلان ( شير زرد ) ناميده مىشده و قيلن يا قيلان نيز در تركى به معنى كفتار و ساروقبلان ( كفتار زرد ) است ظاهرا وجه اخير مناسب مىنمايد . ص 212 ، س 7 - هموار كردن : رفع و رجوع كردن ، ماست مالى كردن . ص 212 ، س 13 - رفض : طرد ، ترك ، رد ، طرد كردن ، ترك كردن ، رد كردن . ص 214 ، س 1 - سرحد : سردسير و ييلاق و در شيراز نيز به اين معنى مصطلح است . در فرهنگ فارسى چنين آمده است : « . . . نواحئى كه در سرحد منطقهء عشايرى قرار گرفته و داراى هواى خشك است » . ص 224 ، س 5 - زن طلاق : آنكه در قبال عدم انجام تعهد خويش ، طبق شرطى كه قبلا شده زنش به منزلهء مطلقه و اخلاقا بر وى حرام گشته باشد . اين اصطلاح در فرهنگ لغات عاميانهء جمال‌زاده ظاهرا به اشتباه معنى شده است . ص 225 ، س 18 - تو از مكر و حيله به پاى درآوردى : تو به مكر و حيله از پاى درآوردى . ص 226 ، س 10 - هميشه حرص و آز ديدهء اميدوارى نيست : جمله‌اى سست است و مفهوم