ص 97 ، س 8 - سيبه : تركى است به معنى مورچل و آن خندقى باشد كه در پناه آن جنگ كنند . ( آنندراج ) . در حاشيهء مجمل التواريخ اين كلمه چنين تعريف شده است : سيبه يا سيبا كلمهايست تركى به معنى سنگر و خاكى كه براى حفظ لشكر در جلو آن توده كنند .
( جهانگشاى نادرى ، ص 476 ) .
ص 102 ، س 1 - بىدماغ : در فرهنگ آنندراج به معنى زودخشم و زودرنج و بدمزاج و در فرهنگ فارسى به معنى بىحال و بىذوق آمده است . اين كلمه كه قريب سى بار در اين كتاب تكرار شده ، ظاهرا در هيچ يك از موارد استعمال ، به معنى زود خشم و زود رنج و بدمزاج به كار نرفته است . با اينكه در بعض موارد مىتوان معنى بىحال و بىذوق را از آن استنباط كرد ، ولى قدر مسلم اين است كه در اغلب موارد استعمال اين كلمه در كتاب حاضر ، معنى « آزرده خاطر و بىحوصله » مستفاد مىشود و اين معانى براى ضبط در فرهنگها پيشنهاد مىشود .
ص 102 ، س 6 - قرق : ( تركى مغولى است ) جلوگيرى از ورود كسان به جائى . محلى كه اختصاص به شخص يا اشخاص معين دارد و ديگران از ورود به آنجا ممنوعند . ( فرهنگ فارسى ) .
ص 108 ، س 17 - شاهىسون شاهسون : شاه دوست ، دوستدار شاه . براى اطلاع از پيدايش اين اصطلاح و شرح و توضيح آن به مقالهء مينورسكى تحت عنوان « شاهسون » در دائرة المعارف اسلامى (
i . E
) مراجعه شود .
ص 109 ، س 18 - سيرت و بىسيرتى : سيرت عرض و ناموس و بىسيرتى ، رسوائى و بىآبروئى .
ص 110 ، س 8 - اقامت : اصطلاحى است كه معنى آن در فرهنگها به دست نيامد و ظاهرا مفهوم آن چنين است : اسباب و وسايل و جنس و نقد مورد لزومى كه به هنگام توقف موقت لشكر و يا موكب شاه و يا يكى از بزرگان در شهرها و منازل سر راه ، از طرف رعايا تهيه مىشده - است .
ص 112 ، س 21 - خود را ميرزا ناميده : مقصود اين است كه الياس بيگ به هنگام شبيخون كه شعار جنگى مىداد ، به منظور ايجاد ترس و واهمهء بيشتر در سپاهيان دشمن ؛ خود را به نام يكى از سرداران قزلباش كه عنوان ميرزا داشت ( مثل ميرزا محمد طالش ) معرفى كرد .
ص 118 ، س 21 - سنه : چرت كه حالتى است بين خواب و بيدارى .
ص 119 ، س 19 - نارين قلعه : مرحوم علامهء قزوينى در جلد هفتم يادداشتهاى خود ذيل همين كلمه بحث نسبتا مفصلى دارد و نارين قلعه را به معنى قلعهء مخصوص دانسته است .
مرحوم علامهء دهخدا ذيل همين كلمه در لغتنامه از يادداشتهاى خود چنين آورده است : نارين -