تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
نوشتند ؛ هجده هزار تومان نقدا و جنسا باقى مهتر مشار اليه شده بود . ميرزا به خدمت حضرت ظل اللهى عرض نمود . آن حضرت يساولى تعيين فرموده كه آن وجه را به ضرب چوب از مهتر شاهقلى بگيرد تسليم صاحب جمع خزانهء عامره نمايد . و يساول مهتر شاهقلى را بيرون آورده در پاى دار دركشيده بود ، كه ميرزا - شاه حسين از دولتخانه بيرون آمده كه به خانه برود ، كه مهتر شاهقلى ميرزا را ديده گفت اى ميرزا ، امان . ميرزا بر سر مهتر آمده و گفت به خدا قسم كه من تقصير ندارم و خود مىكنيد [ 419 ] و حال كه شما به امان آمده‌ايد ؛ اين ترجمان را از خود خواهم - كشيد . پس ميرزا هفده « 1 » هزار تومان باقى مهتر شاهقلى [ را ] از مال خود نقدا و جنسا آورده تسليم محصل نمود و مهتر شاهقلى را برداشته به خانهء خود برده گفت كه دغدغه به خاطر مرسانيد كه به خدمت حضرت ظل اللهى عرض خواهم نمود و خدمت ركابخانه را باز از براى شما خواهم گرفت . و مهتر ، ميرزا را دعا كرده از خانهء ميرزا به خانهء خود آمده با ريش - سفيدان تركمان گفت كه اين مرد روستائى از ما ترسيده كه اين قسم باجى از براى ما داده است . چون اين خبر به ميرزا رسيده بود ، گفت البته مهتر آدم نيست . هر گاه من اين قسم كارى كرده باشم البته چنين حرفى نمىگويند . دشمنان اين حرفها را از رشك گفته‌اند . قبول ننمود . پس روز ديگر ميرزا مهتر را برداشته به خدمت نواب ظل - اللهى آورده عرض نمود كه مهتر حساب خود را مردانه داده ، حال التماس دارم كه خدمت ركابخانه را باز به او شفقت فرمايند . و باز آن خدمت را نواب اشرف به مهتر شاهقلى فرموده به پابوس مشرف گرديد . پس بعد از آن ميرزا به مهتر گفت كه من بعد حرف مردم را قبول مكنيد .
هامش
( 1 ) - قبلا هجده هزار ذكر شده است .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 619 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب