رسيده و عريضه را داده . چون دورمش خان بر مضمون عريضه مطلع گرديد ، به ايلغار با سپاه به جانب غوريان روانه شد و چون به غوريان رسيد ، به امير خان ملاقات [ 417 ] نموده و پابوس شاهزاده كرده به امير خان گفت كه نواب كامياب فرمود كه زشتى اعمال آن سيد سنى بر ما ظاهر شده بود و امير خان كار بجاى كرده كه او را به قتل رسانيده و خلعت خاص به جهت شما فرستاده است . پس خوشحال گرديده از غوريان مراجعت كرده به اتفاق دورمش خان و شاهزاده داخل هرات گرديده چون به ميان چارسو رسيدند ؛ دورمش خان فرمودند كه رقم مبارك اشرف را بخوانند .
چون رقم خوانده شد ؛ حضرت ظل اللهى فرموده بود كه بيگلر بيگىگرى هرات را با للگى نواب شاه طهماسب را به دورمش خان شفقت فرموده ارزانى داشتيم كه آن ايالت پناه ، امير خان تركمان را گرفته مقيد و محبوس نموده به زينل خان سپرده كه به خدمت حضرت ظل اللهى آورد .
پس زينل خان امير خان را برداشته از هرات روانهء خدمت نواب گيتى ستان گرديده ، چون در ساوجبلاغ « 1 » به عتبهبوسى درگاه خلايق سجدهگاه مشرف گرديده و آمدن و آوردن امير خان به عرض اقدس رسانيده بود ، كه آن حضرت فرمودند او را به نظر مبارك نياورند كه به خون آن سيد بىچاره ، او را به قتل خواهم آورد . و مقرر فرمود كه امير خان را به قزوين برده محبوس نمايند .
پس زينل خان امير خان را به قزوين فرستاده و حضرت ظل اللهى بعد از چند وقت ديگر ، از ساوجبلاغ « 2 » كوچ فرموده با جاه و جلال به قزوين تشريف برده نزول فرمودند و مدت سه ماه در آن جا تشريف داشتند كه امير خان دانست كه نواب ظل اللهى او را نخواهد طلبيد . پس روزى غافل كرده خود را به چهل ستون قزوين انداخته كه حضرت ظل اللهى در آن وقت در چهل ستون تشريف داشته بودند .
هامش
( 1 ) - اصل : ساوخبلاغ .
( 2 ) - اصل : ساوخبلاغ .